کل نماهای صفحه

شمارشگر

free counters

فهرست وبلاگ من

صفحات

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۷, جمعه

ترجمه ای از کتاب تامسن

بنام حضرت حق

بازسازی ساختار زبان سومری:
نگارش سومری هرگز کوششی برای ارائه زبان آوا نگاشته درست ، دقیقاً مانند زبان گفتاری نبوده است. اولین مراحل نگارش تایید شده در اروک Uruk و از دوره جمدت نصرĞemdet Nașr ( حدود 3000 سال قبل از میلاد) بطور طبیعی تصویر نگارانه pictographic یا اندیشه نگارانه ideographic بودند، بنابراین، کوشش تنها  برای نشاندادن مفاهیم مهمترین کلمات انتزاعی  مانند متون محاسبه یا ادبی بکار میرفت. ولی این اصول هم ،هرگز بطور کلی در نگارش سومری متروک نمی شد، هرچند عناصر دستوری بیشتر وبیشتر میشد، وتکامل آوانگارانه رفته رفته افزوده میشد. اصل ابتدائی کلمه انتزاعی catchword درحقیقت همچنان که مثلاً در کتیبه های یافت شده از لاگاش نشانداده شده اند، نشانه های خط میخی ، به آن روشی که نوشته شده بودند،  تا 2470 قبل از میلاد ( سلطنت اِآناتوم Eanatum ( خوانده نمی شدند. توجه شود،که  با وجود این، نام های اکدی همیشه با شیوه درستی نوشته میشدند، هرچند روش نگارش نام  نشانه های متون سومری فاقد روش منظمی بودند. 
نظام نگارش اندیشه نگارانه بدون نشانه های آوائی برای عناصر دستوری چنین معنی میدادند، که شناخت مقاصد یاداشت های نوشته شده زبان فوراً آشکار شدنی نیستند ، و برمبنای چند مفهومی homonymous نشانه ها هستند، بنابراین، محقق را مطمئن می ساختند ، که زبان کتیبه های اروک و جمدت نصرزبان سومری است. مثلاً نقش یک نی، درزبان سومری تلفظ gi =  "جی" را دارد ، وهمینطور برای فعل "بازگشتن" هم gi بکار میرفت. بنا براین، چنین کتیبه ها ئی باید زبان سومری ارزیابی میشدند، ازاینرو، که دقیقاً مشخص نبود، که کلمات "نی" و"بازگشتن" در سایر زبان ها درکنار زبان سومری هم چند مفهومی باشند ، این روش نمی توانست، خیلی مطمئن باشد.
در این موارد A.A. Vaiman, 1974 'Űber die protosumerische Schrift'  " در باره نگارش پیش سومری" ، همینطورActa Antiqua 22p. 15f.  ، فالکنشتاین، 1936 p. 37ff در نوشته او:" بحثی در موردزبان سومری در کتیبه های جمدت نصربراساس روش مشابه نشانه های:EN LIL2 TI " که او آنرا بصورت یک نام شخصی انلیل در مقاله خود 'Enlil erhalte am Leben!' " زندگی در دست انلیل است!" معرفی کرده است. نشانه TI تصویر یک "تیر" است، که  بشکل چند مفهومی برای "تیر" و " زندگی" استفاده میشود، و هردو مورد با نشانه ti نشان داده میشوند.  به هرحال ، خوانش درست گروه نشانه ها توسط A.A. Vaiman. 1974 p.15. بصورت E2.EN.TI بیان شده است.
توسعه نگارش سومری و عملکرد اولیه آن مانند یک کمک فکری ، بوسیله I.M. Diakonoff, 1976  در نوشته ایشان "نگارش باستانی و نوشته زبان کهن" (AS 20 p. 99-121) آمده است : "(نظام نگارش سومری) ، حتی هنگام کاربرد حداکثرارزش های آوانگارانه برای نشانه های خود، مطابق اصول تصویر نگاری واژه ها،که آفریده بود، هنوزدر ماهیت آنها یک نظام یاد یاری mnemonic ، در آنچه یک شیوه دقیق انتقال تلفظ مقصود بود، ناتوان باقی مانده است. ازاینرو هنگامیکه ما سعی میکنیم ، ساختارهای واژ- واجی morphophonological زبان سومری را درک کنیم، ما باید دائماً در اندیشه خود بپذیریم، که ما مستقیماً با یک زبان سروکار نداریم،  بلکه آنرا از یک نظام بسیار ناقض, یاد یاری,نگارشی که اساساً با انتقال مفاهیم ازطریق واج- واژک شناسی است، بدست می آوریم. " (ص.112). همینطور هم M. Civil, 1973b در مقاله او " برخی مسائل:نظام نگارش سومری:" یا Ns 42: 21-34. . دیده میشوند.
نوع تفاوتهای بین نگارش های نو و قدیمی مرسوم  میتواند ، بوسیله عبارات ذیل از " آموزشهای (نوح سومری) شوروپاک Šuruppak به پسر خود زیودسودراZiudsudra"، که هر دو عبارت یکی از ابوسلابیخ  (2600 قبل از میلاد) و یک کتیبه از دوره بابلی کهن بدست آمده اند، نشانداده شده باشند.
(1)  [ğeš]tug2 inim zu kalam til-la Šuruppak dumu na [n]a-muri                                                                          
(2)   ud-ba (…) Šuruppak ğeštug2 tuku inim gala minim zu-a kalam-ma ti-la-am3, Šuruppakki-e dumu-ni-ra na na-mu-un-ri-ri
 به معنی" ( در آن روز شوروپاک) ، یک خرد مند، یک دانای (سخن دان) کلام،  که در سومر می زیست، او شوروپاک به پسر (خود) تعلیم میداد.".
عبارت (1) = کتیبه ابوسلابیخ = OIP 99, 256 I 4-6  الستر 1974 ص. 11 هم دیده شود؛ (2) = کتیبه بابلی کهن سطور 5-6 ، الستر، 1974 ح. 34 هم دیده شود. نوشته های داخل پرانتز در ترجمه بالا از کتیبه بابلی کهن اضافه شده اند.
عناصر اضافه ضمیری در صورتهای فعل میتواند، بوسیله مثالهای ذیل تشریح شوند:
(3)   ensi2-da Lagaški-e he2-ğal2-la šu mu-da-  peš-e   )استوانه بGudea,   XIX 14-15).
(4)  dEn-lil2-da kalam-e šu mu-un-da-peš-e 
)  انکی و نظم جهان از کتیبه H, 329 ).
ترجمه:
(3)  "با حکمران، ( شهر) لاگاش  بسیار گسترش می یابد.".
(4)  "با خدای انلیل  زمین( یامردم = uğ-e ) بسیار گسترش مییابد.".
سایر همسانی های متون کتیبه ها با دوره های زمانی متفاوت میتوانند، در منابع ذیل یافت شوند:
M. Civil et R.D. Biggs, 1966 'Notes sur des textes sumiriens archai'ques',
RA 60 p. 12; and I.M. Diakonoff, 1976 p. 104-108.
برای شیوه خط نگاری که UD.GAL.NUN خوانده میشود، در کتیبه های سلسله اولیه از فارا و ابو سلابیخ و  آنچه ظاهراً بر اساس یک جایگزینی ساده نشانه ها آورده میشود. موارد ذیل دیده شوند
R.D. Biggs,1974 p. 32; W.G. Lambert, 1976 and 1981; J. Krecher, 1978b; B. Alster,1982                    .
بخاطر داشته باشیم، نشانه های خاص نگارش سومری نشانداده شده در بالا: بیش از یک نشانه آوانویسی از یک زبان گفتاری به حافظه کمک میکنند، ما باید تصریح کنیم، که دقیقاً سخن تنها چیزی است، که براین اساس  ما انجام میدهیم، و میتوانیم  بیان چگونگی برخی ارتباطات دستوری بکار رفته درنگارش را توضیح دهیم. زیرا که ما نمی توانیم، کتیبه ها را بر اساس ارزش ظاهری آنها ( با یک تفسیر همراه با جزئیات دستوری از زبان کتیبه  بصورتی که احتمالاً در گذشته زبان گفتاری بوده است) در باز سازی دستور زبان، ناشناخته هائی را تحمیل کنیم. یا برعکس، مانند سخن گفته شده M. Civil یکی از دام ها و تله های پیش روی سومر شناسان آن است، که " هرچه در کتیبه ها نوشته نشده است، در زبان گفتاری نیست." (1973ب ص21)،( مستند قرار دهیم).
 سایر دام ها یا تله ها، ساختار های غلط ناشی از عناصر دستوری هستند،  که شاید  هرگز پیدا نشوند. بهرحال، نه تنها  اغوا کننده نیستند ، بلکه کنکاش در آنها ضروری است، من تصور میکنم، حداقل  تلاش کردن در ترسیم برخی نتایج در باره زبان گفتاری در زمینه نوشته های ثبت شده  نیاز حتمی است. با اینحال، مورد زبان سومری یک استثناء است، زیرا ما دو مرحله سنتی زبانی داریم، که بطور متفاوت رفتار کرده اند: 1. ", یاد یاری, که ترجمان کامل اززبان گفتاری است." 2. "زبان فرهنگی سنتی از یک زبان مرده."، که شاید نقطه برگشت، و درنتیجه بیان مطلب  در جا ئی در آخرین قرن از هزاره سوم باشد.
1- قبل ازمرگ یک زبان ، نگارش زبان بیشتر یک مددکار زبان برای یاد آوری حافظه ، برای مهمترین واژگان و تکواژه ها در حالت اندیشه نگاری بود، بسیاری چیز ها  که کاملاً برای درک مطلب متن لازم نبودند، حذف میشدند. حذف شده ها، نه تنها یک گزینه فردی کاتب نبود، بلکه پیروی از برخی قواعد نگارش وقراردادها بودند.
2- پس از مرگ زبان گفتاری سومریها، نگارش هنوز هم در نشانه ها ,یاد یاری , میکردند، زیرا هنوز فرهنگ سنتی زبان سومری  نه تنها در کتیبه ها بود، بلکه باز هم گفتاری بود، و کتیبه ها همچنان باز هم یک منبع باز نمائی زبان گفتاری بودند.
در این مورد به منابع ذیل مراجعه شود:
M. Civil, 1976a p. 130: The OB Nippur... 
" کاتب بابلی کهن نیپور ارتباط صدا و معنی را با نشانه ها ی  سومری آموخت ، اواز معلم آموزش های اصلی را فرامیگرفت، و البته تنها با کتیبه ها یاد گیری نمی کرد.".
همینطور I.M. Diakonoff, 1976 p. 108f.:
" یک کاتب که  مطمئنً بود،  نباید در اشتباه باشد، میتوانست به خود اجازه دهد، تداوم کار را رها نکند، در اینجا و درانتهای آن دوره( بابلی کهن)، حتی اواخر اور سوم و احتمالاً بعد ها این نگارش ادامه داشته است.(...) برای آموزش بهتر کاتب و تهیه کتیبه های روزمره ، در آنجا برای بیان هر چیزی  در نوشته که در زبان رایج بود، نیاز کمتری داشتند."
              
'بنا براین، چون زبان سومری یک زبان خارجی برای کاتبین شد، نیاز برای ارائه نگارش استادانه رشد کرد، ونوشته های کامل با پایانه هائی نظیر پسوند های ضمیری ، بعلاوه درج پیشوند های ضمیری در وجوه افعال خود ایستا، مشخصه های این کتیبه ها میشوند. ( مثال های بالا دیده شوند.). با تکمیل نگارش به این روش، احتمالاً کاتبین برخی قواعد تازه  برای زبان سومری راحفظی پیروی میکردند، درنتیجه آنرا در مراکز علمی فرا میگرفتند، " اِ دوبا" (خانه لوحه = آموزشگاه - م)، جائیکه بنظر میرسید،آموزش دست کم دربیشتر کلاس های پیشرفته سومری16 انجام میشد. بهر حال، غیرمتعارف نیست، که اعضاء اِ دوبا برخی قواعد را درخصوص دستور زبان وتلفظ زبان سومری  بدانند، برگردیم به گذشته ، زمانیکه زبان سومری هنوز زبان گفتاری بود، ولی البته، احتمالاً نه چون یک زبان گفتاری سنتی (مانند این ، که میتوانست، پس از صد ها سال خاموشی از گفتار بدون تغییر زنده باشد.).  مطمئناً، از برخوانی و فهم دستوری کاتبین اکدی در طول دوره اولین نیمه هزاره دوم قبل ازمیلاد در بسیاری از ارجاعات مختلف از آنچه که از سخنوران سومری زبان اصلی باقی مانده بود ، و خطا ها، اشتباهات و صورت های تحت تاثیر زبان اکدی17 باید در نظرگرفته شود. بنابراین، مسئله اینست، که ، آنچه ما همیشه قادر به اثبات آن نیستیم، آن است، که آیا یک صورت یا بیان زبان سومری اصیل است، یا آن مورد، ترجیحاً به  مرحله پس از سومریها مربوط میشود.
علاوه براین، اساساً برای دلائل خطاطی یانگارشگری orthographic، ما در باره دستور زبان سومری دانسته های بسیار اندکی داریم، و بنابراین، در بسیاری موارد ما قادر به درک کتیبه های سومری کهن نیستیم، و تنها هنگامیکه آن کتیبه ها را با ساختار دستور زبان کتیبه های بعدی همسنجی میکنیم، این توانائی را کسب میکنیم. از طرف دیگر، منابع دستور زبان سومری ،  درمواد بیشتر نوشته های جامع سومری موخر با مختصری نا همگنی وبرخی مغایرتها همراه هستند ،   اثرنفوذ زبان اکدی  در آنها  وجود دارد. بالاخره، بسیاری پرسش های دستور زبانی ، عموماً  بطورناقص تایید میشوند، یا بیشتراین سوالات بی پاسخ، در خرده الواح یا کتیبه های بسیار مشکل پیدا میشوند. بنابراین، ما ناچار شده ایم ، که برای سخن گفتن در باره درستی و نادرستی زبان سومری ، برای دست چین کردن، موثق ترین دستور زبان کهن سومری کوشش کنیم، هرچند، مشکل اینست، که دستور زبان درست سومری نمی تواند ، بطور کامل یافت شود، زیرا درعمل ما در مراحل کهنتر درباره زبان اصیل سومری اطلاعات بسیار اندکی داریم.

 چرا گفتار زبان سومری بازسازی نشده است ، ما غیر از مقایسه کردن مراحل مختلف زبان نگارشی سومری ، بخاطر یافتن اینکه، چه احتمالاتی میتواند، در ساختار دستوری زبان کهن سومری باشد، چه تلاشی باید انجام دهیم، که این هم غیر ممکن نشود؟.   چه محتملاً  یک صورت  ثانوی زبان کهنتر سومری وجود دارد، که دستور زبانی مانند آنچه در کتیبه های سومری موخر ارائه شده است، بهره کمتری از آن ندارد، و  بصورت نادرست و مطرود ، یا زبان بیگانه سومری نیست، زیرا این زبان یک سند جالب از عملکردزبان ادبی سومری است. زبان سومری بوسیله  دانش آموزان بابلی کهن و کاتبین 18 ، و مخصوصاً برای اینکه مهمترین وگسترده ترین مجموعه  کتیبه های نوشته شده درآن دوره بود،  با اهمیت است.
دردستورزبان پیش رو، زبان کتیبه های دوره گودا مانند یک قسم زبان معیار  به نمایندگی بهترین زبان سومری که در دسترس ما است ، مورد توجه بوده است. دلیل آن اینست :
 1. مواد کتیبه های گودا یک زبان متجانس را نشان میدهند، و قواعد دستوری بطورنسبتاً سازگاربا هم همراه شده اند؛ 2. باوجودیکه دوره گودا هم متعلق به دوره سومری جدید بود، ولی هنگامیکه زبان گفتاری سومری رو به خاموش شدن نهاد، کتیبه های گودا بوسیله اکدیها مانند مواد کتیبه های موخر بابلی کهن ( از نظرگستردگی کاربرد ورونوشت برداری) مورد استفاده قرار نگرفتند، دست نخورده ماندند،  و تحت تاثیر  نبودند؛ 3. مواد کتیبه های گودا برای اینکه بیشترین صورتها وساختار های دستوری را نشان دهند، بقدرکافی بزرگ هستند.
کتیبه های سومری کهن، مخصوصاً آنها که از دوره اولین سلسله لاگاش هستند، بازتاب نگارش کهنتر، یک مرحله اصیل تر از زبان سومری هستند، ولی از نظر خطاطی یا نگارشی، شایستگی کمتری برای تحلیل های دستوری دارند.  بعضی مواقع کتیبه های بابلی کهن بصورت یک کنترل کننده در تحلیل ها با اهمیت هستند، و برای تایید  (یا رد)  اعتبار برخی قواعد دستوری زبان سومری مربوط به کتیبه های موخر مورد استفاده قرار میگیرند.
دقیقآً، در گفتار تنها باید آن قواعد دستوری را که تایید شده اند، وهمینطور مواد کتیبه های کهنتر( کتیبه های سومری کهن و گودا) را که مانند بازتاب زبان سومری اصیل هستند، مورد توجه قرار داد، اما زبان ادبی یا فرهنگی  دوره بابلی کهن ، البته ممکن است، که دارای مواد اصیلی بیش از آنچه ما قادر به کشف مفاهیم آنها گردیم، باشند، حتی اگر ما، همیشه  ارزیابی  تاثیر زبان اکدی، یا کار رونوشت برداری  ثانوی از کتیبه ها را داشته باشیم، و بتوانیم برای هر ساختار دستوری داده شده پاسخگو باشیم. در عمل آزمایش کردن  تمام صورت های دستوری و ارزیابی اصالت و سندیت آنها ممکن نیست، باوجود این، البته این یک خواست آرمانی برای تحلیل دستور زبان سومری است.  بنابراین ، آنچه در اینجا برای دستور زبان سومری  نشان داده شد، متداول ترین صورتها را با نادیده گرفتن بسیاری صورتهای مشکوک ومتغیر، نشان میدهد، که تنها بشرط آنکه بتوانیم، با گزینش اصیل ترین صورتها و قواعد  آنها را مطابق اصول درست طرح ریزی و فراهم کنیم. به نتیجه رسیده ایم.
 من برای به تصویر کشیدن تغییرات زبان سومری با ارائه نمونه هائی از دوره های مختلف سومری، کوشش کرده ام ، که آنها را در ادامه نشان میدهم:
بطور مثال، نمونه هائی از رونوشت های فرعی تمرینی از کتیبه ها، که نمیتوانند، مانند قواعد دستوری اصیل تایید شوند عبارتند از:
پسوند عمومی حالت اضافه ملکی /-ani/ بمعنی "او" برای اشخاص و /-bi/ بمعنی "آن" اشیاء و حیوانات که بصورت های  -(a-)na و -ba هنگامی که بوسیله حالت اضافه مکانی پسایندی /-a/ یا اضافه ملکی پسایندی /-ak/ دنبال شود.
مثال- šu-na' = /šu-ani-a/   بمعنی" در دست او". در کتیبه های سومری موخر از دوره بابلی کهن ، باوجود این، ما ممکن است، šu-ni-a  یا …-bi-a  (برای نمونه نوشته Kärki 1967 p.25 ) را داشته باشیم. این یک مثال از نگارش تحلیلی است، که البته شاید از تلفظ دوره بابلی کهن بدست آمده است، ولی هرچه هست، اصیل نیست.
گاهی ما نمی دانیم چرا یک تغییر در مشق نگارشی هم دریک تغییر دستوری بازتاب می یابد:
درمتون سومری کهن پیشوند /nu-/ نشانه نفی فعل است، همینطور نوشته با نشانه NU قبل از پیشوند/ba-/ و /bi-/ چون واقع شود بصورت la-ba-.. ( از اواخر سومری کهن) و li-bi.. از دوره بابلی کهن نوشته شده اند. این نگارش میتواند، به دو روش متفاوت ارائه شود: 1. تغییر nu-   به la- (یا به li-) قبل از ba- ( و bi-) ، قبل از اواخر بابلی کهن دیگر دیده نمیشود. 2. NU-ba-.. همیشه بصورت la-ba-.. خوانده شده است.( پس ما میتوانیم NU را هم ارزش la3 بدانیم) . استفاده از NU بجای صدای la-  یک اندیشه نگار را معرفی میکند، زیرا NU صدای اصلی [nu] را ندارد، ولی همان مفهوم نفی19 را دارد.
 
                                                                                                                                                      شاد باشید   

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر