کل نماهای صفحه

شمارشگر

free counters

فهرست وبلاگ من

صفحات

ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۲۷, شنبه

بهداروند در کتب تاریخی معاصر

بهداروند در کتب تاریخی محاصر
بخش نخست
تاریخ نویسی
 اولاد حسینقلیخان


از بین  اولاد حسینقلیخان دورکی تنها دو تن به تاریخ نگاری علاقمند شدند،  اولی علیقلیخان سرداراسعد است، که با هدف معرفی تاریخ و سرگذشت خانواده خود ، به کمک لسان السلطنه سپهر و چند مترجم ، و نویسنده متن اصلی تاریخ بختیاری را بر اساس نظریه های زمان خود فراهم کرد، و سپس با روایت خود، سرگذشت اجداد و فامیل خود را به آن منضم کرد. این کتاب که اولین کتاب نسبتاً جامع در مورد تاریخ بختیاری در زمان خود بود. با وجودی که ابهامات و نواقص آشکاری داشت، و تا حدودی از نظریات سفارش دهنده جانبداری  میکرد، باید اذعان کرد، که در نوع خود ، از کار برادرش خسرو خان سردار ظفر ارزشمند تر است، با وجود این ، بدلیل بزرگ نمائی خانواده خود که صفحات زیادی را از تاریخ فوق الذکر اشغال کرده بود ،بین مردم ایران بویژه بختیاریها پذیرش گسترده ای نیافت.  از طرفی این خانواده در اوج قدرت ، بخاطرعملکرد منفی خود و اجدادشان ، و بی توجهی به فقر و نابسامانی مردم تحت سلطه خود،  بسادگی بازی را به رضا خان میر پنج باختند، و پس از شکست قطعی از اولین شاه سلسله پهلوی از قدرت رانده شدند، و اولین اثراین شکست،  نشان داد، که این خاندان بر خلاف ادعای خود ، پشتوانه و ریشه حقیقی در بختیاری ندارند. و از آنجا که هدف خاندان پهلوی تضعیف این خاندان بود. سال 1355 شمسی بخش آخر کتاب  که تماماً بزرگنمائی سرگذشت خانواده و اجداد منسوب به سردار اسعد و هدف اصلی او بود، بدلیل اینکه مستند کافی نداشت، در چاپ  مربوط به جشنهای معروف به 2500 ساله حذف شد، وبخش باقی مانده که عمدتاً کار  لسان السلطنه سپهر و مترجمین ونویسندگان دیگر بود، چون مستند به مدارک و شواهد معتبرتری بود، بعنوان یکی از کتب برتر تجدید چاپ شد.
گفته شده است،  علیقلیخان سردار اسعدعلاقه وافری به تنظیم تاریخ بختیاری داشت ، و علاوه بر آن چاپ چند کتاب نیز با همت و کمک مادی و معنوی او انجام شده است. ایجاد امکانات مادی و کمک های معنوی برای ترجمه متون انگلیسی و آلمانی  در باره بختیاری ها نیز کاری در خور ستایش و تمجید ازاو است . علاوه بر آن تعداد زیادی کتاب با همت و کمک مادی او ترجمه و چاپ شده است.
ابهامی که وجود دارد، اینجا است، که کتابهای ترجمه شده او که اغلب ترجمه  تلخیصی  است . کم یاب و یا نایاب است. در نتیجه رفع ابهام از ترجمه برای یک محقق بیطرف به سادگی امکان پذیر نیست ، و گاهی ترجمه های جدیدی که از طرف برخی مترجمین مغرض و وام دار این خانواده بویژه در اوائل انقلاب چاپ شده است، از نظر محتوی بکلی با کار سردار اسعد متفاوت هستند، و گاها چیزی در حد هتاکی به دشمنان این خاندان هستند. ( مثلاً ترجمه دلبخواه مرحوم مهراب امیری فرزند مرحوم قاید علی مکوندی درکتاب" سفرنامه لایارد یا ماجراهای اولیه در ایران" نشر وحید 1367 صفحات 268 تا 270، که باید مشابه کار سردار اسعد باشد، ولی هیچ  شباهتی با  ترجمه مورد تایید سردار اسعد در" تاریخ بختیاری"( در مقاله " رفتن لیارد به دز جعفرقلی خان ) ندارد. و بنظرمیرسد، ایشان همان گفتار مرحوم خسرو خان را بجای ترجمه لیارد تکرار کرده اند؟ بگذریم از حواشی و تفسیر های ایشان که الحق در بی حرمتی به جعفرقلیخان بهداروند سنگ تمام گذاشته اند. شاید اگرآقای مترجم فوق به کمک آقاخان بختیار بختیاریها قائم مقام شرکت نفت سابق در شرکت نفت استخدام نمیشد، و وبورسیه انگلستان نمی شد، ما ترجمه بهتری از ایشان داشتیم.).

پسر دیگر حسینقلی خان دورکی که کار خاطره نویسی کرده است، خسرو خان سردار ظفراست.  ولی کار او را نمی توان تارخ نویسی نامید. بلکه او عمدتاً قصد ثبت خاطرات زندگی خود را داشته است، وعلاوه بر آن هدف اصلی او هم بزرگنمائی خانواده خود و انتقامجوئی از دشمنان خود و خانواده خود بوده است.
گفته شده است :" بزرگترین خصیصه و صفت پسندیده ای که میتوان برای او برشمرد همانا تهیه و تنظیم خاطرات زندگی خود وبرخی موضوعات در مقطعی از تاریخ بختیاری است. که برخی از این نوشته ها به روشن شدن حوادث  و وقایع آن دوران کمک میکنند.".
 در باره سردار اسعد گفته اند:" حاج علیقلی خان با پنجاه سوار بختیاری فقط مراقب حفظ جان امین السلطان بودند. پس از عزل اتابک در سال 1321 قمری سردار اسعد به‏ اروپا رفت و مدت زیادی در اروپا خصوصا در پاریس‏ اوقات خود را می‏گذراند(یکی از علت‏های اصلی‏ مسافرت حاج علیقلی خان به فرنگ را به جهت‏ معالجه‏ چشم ذکر کرده اند.)
تولد سردار اسعد در سال 1274 قمری بوده و در نیمه دوم محرم سال 1336 قمری در سن 63 سالگی در حالیکه از هر دو چشم کور و از هر دو پا فلج شده بود درگذشت ،  و در تخت پولاد اصفهان به خاک سپرده شد.وی را از نظر شخصیتی مردی‏ متین،فهمیده،سنگین،عاقل،بردبار،باگذشت، نظر بلند،معارف خواه و مروج چاپ کتب نامبرده اند.
 اما مخالفان سنگین ترین اتهام اورا عضویت در فراماسونی ، کنار زدن و خانه نشین کردن ضرغام السلطنه فاتح اصفهان در جریان جنبش مشروطه، و موافقت ضمنی او با دارزدن شیخ فضل الله نوری و چند مورد دیگر میدانند.
گفته میشود: به دستور وی عده ‏ای از جوانان بختیاری برای‏ تحصیل علم به خارجه روانه شدند.همچنین به تشویق‏ وی کتب زیادی از قبیل سفرنامه‏ های برادران شرلی و تاورنیه و مجلدات کتب آبی انگلیس راجع به ایران‏ ترجمه شد.علاوه بر اینها و مهمتر از همه کتاب«تاریخ‏ بختیاری»به دستور و همت وی تألیف و چاپ شد.".  "تاریخ بختیاری" به دستور حاج علیقلی خان‏ سردار اسعد وتوسط عبد الحسین لسان السلطنه سپهر تالیف و به عبارتی تحریر یافته است.البته علاوه بر تالیف، در قسمت‏های زیادی از کتاب،گزارش‏ها و اطلاعاتی از آثار دیگر و همچنین ترجمه‏ منابع‏ خارجی گنجانده شده است.
بنابراین تألیف کتاب در یک زمان و توسط یک نفر صورت نگرفته است بلکه در اصل تألیف و ترجمه‏ یک‏ گروه 14 نفری از سال 1327 قمری مقارن با سال سوم‏ مشروطیت تا 1333 قمری بوده است:
سردار اسعد بختیاری(مؤلف):همانطور که‏ گذشت این کتاب زیر نظر و به دستور او نگارش یافته و علاوه بر ویرایش و حذف و اضافه‏ قسمت‏هایی از کتاب،بخش‏هایی را هم خود تألیف کرده که در هر قسمت با عبارت«نوشته سردار اسعد»نام او ذکر شده‏ است.خود وی در پایان کتاب چنین نوشته است:«کتاب‏ تاریخ بختیاری را چون به اینجا رسانیدم دیگر حالت‏ نوشتن برایم باقی نماند،سه سال است چشمم نابینا و دست و پایم سست و انحراف مزاج از جاده صحت با خیالاتم مساعدت نمی‏نماید.کتابی که به نظر قارئین‏ می‏رسد هفت سال قبل شروع شد.دو سال اول ملک‏ المورخین مشغول نوشتن بوده،چهار سال به واسطه بروز موانع، متروک افتاد و مجدداً امسال سلطان محمد خان‏ به اتمام بقیهء آن پرداخت.علت آنکه نمره صفحات آن‏ چنانچه رسم است نوشته نشده این است که بعضی از جزوات آن در موقع مراجعت از فرنگستان دیدم که‏ نگارنده مبنی بر مبالغه و اغراق نوشته آن‏ها را برداشتم و سوزاندم و از این جهت تعیین عدّه صفحات ممکن نشد.
آنچه در اینجا ( تاریخ بختیاری) ملاحظه می‏شود قابل کمال اعتماد و اطمینان است.علیقلی بختیاری،به تاریخ شهر رجب‏ المرجب 1333 هـ.ق ساعت 15/1 یکشنبه بعد از ظهر"

ما نیز در این مختصر که منظور رفع ابهام از تاریخ بهداروند، و خوانین بهداروند است، با تحقیق  در کار این دو برادر استنباط خود را بر اساس کار این دو بیان خواهیم کرد. بدیهی است، چون کار برادر بزرگتر علیقلیخان سردار اسعد را بسیار منصفانه تر میدانیم ، ودلیلی برای توجه بیشتر به آن نداریم، از آن کمتر سخن خواهیم گفت.
کار های دیگر افراد این خاندان نظیر سرهنگ اوژن ودیگران تا آنجا که من دیده ام ، کم و بیش مشابه کار سرداراسعد هستند. وحتی نقش اعمال نظر شخصی در آنها کم رنگ تر است. ولی کارهای نویسندگان وام دار این خانواده بویژه مرحوم مهراب امیری در مورد جعفرقلیخان بهداروند، کلاً باز تاب ادعاهای سردار ظفر و حتی تند تر از ایشان است. کافی است متن چاپ شده در مقاله رفتن لیارد به دز جعفرقلیخان و متن گفتار لیارد را با مثلاً نوشته مشابه آقای امیری مقایسه کنید تا عمق بی انصافی ایشان را در قلب واقعیتی در پوشش ترجمه مشاهده کنید. البته از انصاف نباید گذشت، که ایشان هم در ترجمه و نوشته های خود مطالب مفیدی را هم در مورد بهداروند ها بما هدیه کرده اند.


در اینجا به کار خسرو خان سردار ظفر برادر کهتر سردار اسعد میپردازیم ، و برای اینکه نقد ما با دید منفی همراه نباشد، ابتدا از محاسن کار ایشان شروع میکنیم ، بدیهی است، در این مختصر هدف نقد در ارتباط با مطالب و نوشته های نامبرده در باره مردم بهداروند است.

با این مقدمه مروری بر کار او میکنیم.

برخی نوشته های خسرو خان دورکی پسر حسینقلیخان، که برای ارجاع به منبع از جهت تاریخ بختیاروند ها مفید است. بشرح ذیل است :




1- دختر پنجم نجفقلیخان صمصام السلطنه خواهر سوم( امی) چراغلیخان ، زن کلبعلی خان بختیاروند است.   ( به نسبنامه خوانین بهداروند رجوع شود. ایشان ابتدا همسر اسد خان دوم بودند، که همراه برادر خود غلامحسین خان در واقعه بادامک کشته شدند، به مقاله نقش بهداروند ها در جنبش مشروطه مراجعه شود.).
2- دختر دوم علیقلیخان سردار اسعد وخواهر امی جعفرقلیخان سردار اسعد دوم  زن علیرضا خان بختیاروند پسر رحیم خان ارشد الدوله بختیاروند است. ( به مقاله نقش خوانین بهداروند در نهضت مشروطیت ایران رجوع شود).
 3- دختر چهارم خسرو خان سردار ظفر زن یوسف خان عجمی ( بهداروند)است . شوهرش چند سال پیش حاکم جانکی بود. همانجا بمرد. (و) او به برادر شوهرش شوهر کرد.
4- دختر جعفرقلیخان بختیاروند زن ابوالفتح خان بود و حاج چراغلیخان سیف نظام از این دختر است.
5- قاسم خان بختیاروند،( سردار ظفر دائی  او است.؟)، رحیم خان ارشد الدوله بختیار وند، اسدالله خان بختیاروند اسد خان دوم داماد صمصام السلطنه و، نوه اسد خان شیر کش، و برادرانش غلامحسین خان بختیاروند، و کلبعلیخان بختیاروند ( به نسب نامه خوانین بهداروند رجوع شود) و آ رمضان پسر ملاعلی شیرعلی علاءالدین وند و نصرالله خان پسر علیخان بختیاروند ( در جنگ بادامک) حضور داشتند. اسدالله خان بختیاروند (اسدخان دوم نواده اسد خان شیرکش) و برادرش غلامحسین خان دراین جنگ در راه مشروطیت کشته شدند.
5- کشته  های بهداروند در جنگ با نایب حسین کاشی د ر کاشان آعلیمحمد پسر آ خان بابا بختیاروند،( دائی ایشان سردار ظفراست ؟)
6- مادر حاج سلطانعلی خان شهاب السلطنه دختر حسین خان نوه جعفر قلیخان بختیاروند بود.
7-  مادرعلیرضاخان پسر غلام حسین خان سردار محتشم دختر حسینقلیخان پسر بزرگ جعفرقلیخان پسر اسد خان بختیاروند است، علیرضا خان با لقب امیر اکرم داماد ظل السلطان بود.
8- بی بی زینب دختر حاج ایلخانی در ازدواج چهارم خود زن سهراب خان بختیاروند شد. این زن هفت بار شوهر کرده است ، و مشهور ترین شوهر او ضرغام السلطنه بود.
9- اسدالله خان سالارمکرم برادر سلبی ضرغام السلطنه پسر رضا قلی خان ایلبگی ، مادرش دخترجعفرقلیخان بختیاروند بود. یک خواهر امی سلبی هم داشت، که جوان مرگ شد. این دختر زن سلطان محمد خان  بود، و پس از مرگ آن دختر، خواهر امی سلبی دیگرش زن سلطان محمد خان سردار اشجع پسر حاج ایلخانی شد.
10- دختر مصطفی قلیخان زن آقا محمد قلیخان بختیاروند پسر جعفرقلیخان بختیاروند بود.
11-  کشته شدن دادود خان بختیاروند 1243 هجری قمری
12- وفات اسد خان بختیاروند 1234 ( این تاریخ نادرست است، زیرا اسد خان سال 1337 از شاهزاده محمد علیمیرزا دولتشاه جدا شد و به بختیاری بازگشت.و سالها پس از آن زنده بود.).
13- کشته شدن محمود خان بختیاروند در جنگ دره راز 1242 هجری قمری ( برادر داود خان بختیاروند پسران عبدالله خان برادر اسد خان ؟).
14 شبیخون زدن جعفرقلیخان پسر اسد خان  12 محرم 1251 به جعفرقلیخان و کلبعلیخان دورکی و شکست او .
15- کشته شدن جعفرقلیخان بختیاروند پسر اسد خان بحکم حشمت الدوله در بروجرد 1285 هجری قمری.
16- ( پس از عزل حسینقلیخان ایلخانی از سوی سهام الدوله حکمران خوزستان  و انتساب اسماعیل خان از اولاد فرج اله خان به حکومت بختیاری، حسینقلی خان دورکی تصمیم به دور کردن خود و خانواده از ترس انتقام میشود) خسرو خان از قول پدرخود حسینقلی خان ایلخانی سابق میگوید:" ... کس فرستادیم، نزد جعفرقلیخان بختیاروند پسر اسد خان ، که همیشه یاور و کمک مردم کم زور بود، و از وی طلب یاری کرده کمک خواستیم." او پیغام داد:" کار من از شما بد تر است، حکومت بختیاروند را به سردارخان عموزاده ام؟ ( برادرش درست است، نسب نامه دیده شود.م) داده اند.
.
17- چند نفر در بختیاری بودند که خان نبودند، ولی از خوانین  اقتدار و نفوذ آنها بیشتر بود. ...3- آنادعلی راکی برجوئی دائی جعفرقلیخان بختیاروند که درجنگ نه هزار چغاخور کشته شد، و اکنون هم از نژاد راکی بسیار و بیشتر آنها دلاور و بیباک هستند. 4- نامدارخان منجزی بختیاروند که در سرآستان  بدست جعفرقلیخان اسد خان کشته شد. ...
18- حاج عبدالله خان بختیاروند پسر محمود خان بیچاره کش است. او تا چند سال پیش زنده بود و درسفر زیارتی به مشهد در راه خراسان فوت کرد.
19- داستان کشته شدن نجفقلیخان بختیاروند پسر اسدخان بختیاروند ( برادر جعفرقلیخان بختیاروند) بدست زهرابخان محمود صالح و خونخواهی هفت لنگ و چهار لنگ و محاصره قلعه لوط. وقدرت نمائی نامدارخان منجزی در جنگ.
20- ( جنگ دز شهی که تنها یک راه سواره دارد. که آنرا آستانه میگویند، و شکست دورکی ها و بابادی ها از جعفرقلیخان بختیاروند. و چهارلنگ ها)
خسرو خان میگوید:" ... هرچه اموال و حشم ( ازاولاد حبیب اله خان در محاصره دز شهی که در تصرف آنها بجا ) مانده بود ، بغارت رفت. جعفرقلیخان اسد خان ( بخاطر پیروزی) نشاطی داشت، به شاعر بلیوند، گدا علی؟ که صدای خوبی هم داشت، گفت بخوان ! گدا علی بلیوند بهداروند این شعر لری را خواند:
 از شهی تا قله تل نه زینه کشتم      هفلنگ خراو کردم ، چالنگ هشتم
این شعر بطبع خان بهداروند ( بسیار ) گران آمد، ( در اندیشه شد) که چرا بایستی هفت لنگ خراب شود. شبانه سوار شد ، برای (رفتن به) دز ملکان (و ) بخانه خودش رفت. وقتی محاصره ( کنندگان) دیدند، (فرمانده جنگ) جعفرقلیخان رفت. آنها هم ( دست از محاصره دز شهی کشیدند، و) به خانه های خود رفتند. ( پس از رفع محاصره)  شکست خوردگان اولاد حبیب اله خان و بابادی ها به ییلاق رفتند.
21- شاه مراد دالکی بختیاروند که در جنگ منار جعفرقلیخان دورکی ( پدر خسرو خان) را بدون فرمان اربابش ( جعفرقلیخان بختیاروند پسر اسد خان در ماه رمضان درحال روزه کشت . چند سال پس از آن جنگ در اصفهان گرفتارشد، (و) بدست حاکم ( افتاد) سبب چه بود . ندانستم.  کلبعلیخان در آنجا بود. اورا از حاکم ( اصفهان) خریده، آورد چغاخور امرکرد، اورا کشتند، و اورا در آتش بسوختند، و سزای او همین بود.
22- ( آقا زمان و آعلیداد با ابوالفتح خان پسر کلبعلیخان دورکی به جعفرقلیخان بختیاروند پسر اسد خان بختیاروند پناه بردند.
23- زن جعفرقلیخان بختیاروند ستاره خانم دختر کلبعلیخان دورکی بود، درویشخان از ستاره خانم بود. دختر جعفرقلیخان بختیاروند هم زن  ابوالفتح خان پسر کلبعلیخان دورکی بود. حاج چراغلیخان سیف نظام از آن دختر بود.
24- جنگ سرخون یا دو پلان سال 1264 هجری قمری بین ابوالفتح خان پسر کلبعلی خان دورکی  با کمک آعلیداد خدر سهر، با کمک جعفرقلیخان بختیاروند و توشمال خان لر دوست خان بهداروند. بر علیه حسینقلیخان دورکی و شکست حسینقلی خان دورکی از اردوی خان بهداروند بود.
25- شنیده ام وقتی ایل دورکی را مدت یکسال !!؟ به اسد خان بختیاروند داده بودند. مالیات آنها را گرفت....
26- مصطفی خان بختیاروند پسر عجم خان بختیاروند ( در زمان پهلوی اول و والی بودن سردار ظفر در کرمان ) حاکم بم و نرما شیر بود.
27- آقا رحیم ارشد الدوله هم نایب الحکومه دزفول بود.
28- کشته های بهداروند، اردوی سردار اسعد در فتح تهران : اسد خان دوم پسر درویش خان نوه جعفرقلیخان ، اسد خان با برادرش غلامحسین خان، نصراله خان پسر آ علیخان بختیاروند، آرمضان پسر ملا شیرعلی علاءالدین وند بختیاروند، کلبعلی خان پسر دیگر درویشخان برادر اسدخان دوم در این جنگ دو تیر خورد، و زخمی شد.
29-  بنظر میرسد، که طایفه بختیاروند که حالیه آنها را بهداروند میگویند، و یکی از  شعب طایفه هفت لنگ است،  چون مردمان دلیری بودند، و اکنون هم بهمان دلاوری باقی هستند، شاید وقتی رشادت فوق العاده از آنها بروز کرده (است). این ایل بزرگ ( بختیاری ) را به اسم آنها نامیده اند.
30- جنگ کلنچی سال 1227 هجری قمری بین بهداروند ها بریاست اسد خان بختیاروند و دورکی ها بریاست الیاس خان پسر ارشد فرج اله خان برادر حبیب اله خان دورکی روی داد.
31- نرگس خانم دختر رضاقلیخان دورکی که مادرش دختر جعفرقلیخان پسر اسد خان بختیاروند بود، زن حاجی نصراله خان قشقائی بود.
32- محمود خان بختیاروند بقول بختیاریها بیچاره کش  در جنگ دره راز سال 1242 که بین دو طایفه بختیاروند ها و دورکی ها رخداد کشته شد.
33- یکی از خوانین از اولاد شیخ زاهد زاده گیلانی، از اعقاب جهانگیر خان و پسرش خلیل خان  بدست باقر مشهدی چسبان بختیاروند کشته شد.
34- چراغعلیخان پسر بزرگ حبیب اله خان دورکی در جنگ کلنچی به سرداری اسد خان بختیاروند کشته شد.
35- درجنگ کلنچی در سال 1227 هجری قمری بین هفت لنگ ها ،  رئیس بختیاروند ها اسدخان بود ، که در گردی و دلاوری کمتر نظیر داشت. بهداروند ها درمقابل اردوی الیاس خان دورکی ( که از سوی سلسله قاجار حمایت و تجهیز میشد) تاب مقاوت نیاوردند، و ناچار به عقب نشینی شدند... آقا خان بختیاروند با برادرانش داود خان و محمود خان بختیاروند( فرزندان عیدالله خان؟ برادر زادگان اسد خان) گاومیش ها را به آب انداختند، و خود با پوشش گاو میش ها از آب گذشتند. و به اردوی (مجهز ) الیاس خان ( مردانه ) شبیخون زدند، وبیشتر اردوی (الیاس خان را این سه برادر دلاور بختیاروند متلاشی کردند.) و بیشتر مردم اردو گریختند.
36- اسب وزنه اسدخان از اسبهای بسیار اصیل نژاد عرب بود، سینه ای ستبر و یال و کوپالی عجیب داشت، در صورتیکه شکمش باریک و سرو گردن و کمر چنان ظریف و خوش ترکیب بود، که بیننده از دیدن چنین حیوانی سیر نمیشد. علائم مشخصه ای داشت . پیشانی او کشیده و چهار دست و پایش سفید ، و رنگ آن هم میان کرن  و کهر بود. بعلاوه باهنر هم بود. از کوه مثل بز (کوهی) بالا میرفت، ودر سرازیری چون مار بسرعت پائین می آمد، و مسافت زیادی ( هم ) خیز بر میداشت. ( پرش داشت).
37- تفنگ هجی اسد خان بختیاروند که از سوی دولت عثمانی به او داده شده بود، روی تفنگ شعری به زبان ترکی با آب طلا نوشته شده است ، که میرساند، که ( تفنگ ) ساخت دولت عثمانی بوده است، وچون پهلوی چخماق آن کلمه "اسداله الغالب"را نیز با آب طلا بطور وضوح و خوانا نوشته اند. بطوریکه شهرت دارد، معلوم میشود. این تفنگ از طرف دولت عثمانی باسدخان بختیاروند ... داده شده است. اما خصوصیات تفنگ از این قرار است:
طول تفنگ از انتهای قنداق تا نوک لوله 137 سانتیمتر است. طول لوله 98 سانتیمتر (است) ، که بوسیله پنج بست نقره  ( به قنداق)  پیجیده شده (است)، و ته قنداق نیز با یک صفحه نقره یکپارچه ، وسیله میخچه های ظریف بچوب اتصال یافته است. روی قسمتی از لوله و قنداق اشکال ظریفی طلاکوب شده ، و چوب قنداق هم از چوب  بسیار ممتاز و محکم معروف چیت که سابقاً مخصوص قنداق بوده است، ساخته شده ، و با صدفهای ریز و ظریفی روی آن صدفکاری شده است. وزن این تفنگ به تنهائی بالغ بر هفت کیلو، و درحال پر بودن یعنی با سرب و باروت وزنش از ده کیلو متجاوز میشده است. قطر دهانه داخلی لوله ( کالیبر) آن 23 میلیمتر بوده است. در صورتیکه تفنگ های معمول آنزمان قطر دهانه لوله های آنها از 10 الی 15 میلیمتر تجاوز نمیکرده است. در واقع این تفنگ بین شمخال و تفنگ سرپر معمولی بوده و همه کس نمیتوانسته است، آنرا بجای تفنگ معمولی بکار برد.

شاد باشید. مطالب را دنبال کنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر