کل نماهای صفحه

شمارشگر

free counters

فهرست وبلاگ من

صفحات

ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۲۷, شنبه

تاریخ مختصر بختیاری در زمان هخامنشیان

مختصری از تاریخ بختیاری در دوره هخامنشی
خاندان شاهان هخامنشی همانگونه که در تواریخ ذکر شده است، حدود چند سال پس از ورودشان به ایران ، به دعوت شاهان ایلامی میانه که حکومتی در حال فروپاشی بود، به منطقه تحت تسلط آنها  به مرکزیت بختیاری کنونی فراخوانده شدند، و ایلامی ها بمنظور استفاده ازنیروی تازه نفس جنگی آنها در مقابل تهاجم اقوام سامی آشوری به آنها زمین و مرتع دادند،این اقوام که عشایری کوچرو بودند، دو هنر دیگر نیز داشتند، یکی پرورش اسب، و دیگری باغ داری بود ، احتمالاً نام " پارس، پارسه ، پرشین، پرچین وکلمه پرزین در بختیاری مربوط به حصارهای گیاهی یا حصیری است، که آنها بدور باغ های خود میکشیدند. و امروزه پرچین نامیده میشود. چون بوته های احتمالاً چوب گزی که بشکل پر مرغ بودند ، برای حصار استفاده میشد. آنرا پرچین " چیدن پر " یا به گویش بختیاری " پر زین" بمعنی " پر زنان ، یا پر نشانان" می نامیدند، ونام آنها که در اصل اقوام "آریائی " اریه، هریه  نامیده میشدند، د رمنطقه بنام پارسه وپرشین، برزین و غیره از سوی بومیان نامگذاری و باقی ماند.  پس از صد سال استقرار این قوم در بختیاری " کورش دوم" یا کورش انشانی یکی از مفاخر تاریخ ایران و بشریت ، در بختیاری شاه میشود، وبعد از کمبوجیه  داریوش اول هخامنشی از شاخه ای دیگر از این خاندان که به تازگی به ایران آمده بودند، و از فرماندهان  نظامی کمبوجیه در لشکر کشی به مصر بود، به یاری هفت خاندان پارسی شاه میشود . در کتیبه های داریوش نام این هفت خاندان آورده میشود، و در وصیت او به بازماندگان خود توصیه میشود ، که این هفت خاندان برای همیشه از سوی شاهان پس از او حمایت شوند.بطور قطع در سرزمین های لر،  بختیاری و فارس ، حکومت گران آن دردوره هخامنشی میباید یا از بین شاهان و شاهزادگان هخامنشی برگزیده می شدند، یا بوسیله همین هفت خانواده آریائی فرمانروائی میگردیدند. دلائل زیادی نشان میدهد ، که حداقل در اواخر سلسله هخامنشی "سورنا "سردار ایرانی که احتمالاً یکی از افراد این خاندان ها است، و شاید از طایفه " پارت" یا اشکانیان بعدی است. و او به احتمال بسیارحاکم بختیاری و لر بوده است.
و همین خاندان پس از سالهای طولانی حکومت جانشینان اسکندربنام" سلوکی ها" در بختیاری که احتمالاً خود بخشی از نیروهای نظامی آنها بوده اند، و شیوه جدیدی از جنگ های دنیای باستان را بصورت جنگ و گریز با اسب و تیر اندازی با کمان در حالت تاخت تاز با اسب ابداع کرده بودند، سر برآورده ، و حکومت اشکانیان را ایجاد میکنند. ما در تاریخ طبری مشاهده میکنیم، هنگامی که با خیانت یکی از مردم شهر شوشتر وبه راهنمائی او از طریق آب رودخانه کارون سپاهیان خلیفه دوم وارد قلعه سلاسل میشوند، و قصد دستگیری هرمزان را دارند، او که به تنهائی در محاصره قرار دارد، به آنها میگوید:" صد تیر در ترکش دارم و شمامیدانید ، تیر من به خطا نمی رود ، بسیاری از شما در این جنگ کشته شده اند اگر نمی خواهید ، برای کشتن من صد تن دیگر را هم به کشتن دهید، مرا نزد خلیفه برید، تا او در باره من داوری کند." آنان این رای را پذیرفتند و او را اسیر کردند.
ما از طریق تاریخ طبری، تاریخ کامل ابن اثیر و بسیاری تواریخ دیگر که مرجع آنها همین دو تاریخ است ، در می یابیم ، که خاندان هرمزان که یکی از همین هفت خاندان پارسی بود ، و بدلیل کمک و  یاوری که به اردشیر بابکان در بدست گرفتن شاهی ایران و تشکیل سلسله ساسانی  کردند،در تمام دوره سلطنت دودمان ساسانی حکومت خوزستان، لرستان و بختیاری  را در دست داشته اند.
حمدالله مستوفی ص251بنقل از تارخ وجغرافیای خوزستان  چاپ 1331 امیر کبیر ص139نوشته محمد علی امام شوشتری میگوید": در روزگار ساسانیان این دو قسمت( پشتکوه و پیشکوه ،لرستان وایلام فعلی) همیشه در دست یکنفر فرماندار بود، که از خاندان هرمزان معروف انتخاب میشد، واین خاندان از مردم مهرگان ویکی از هفت خانواده ای بوده، که در تاسیس سلطنت ساسانیان باردشیر بابکان کمک کرده بودند، وآخرین فرد این خاندان همان هرمزان است. که بدست لشکر اسلام اسیر شد . " فتح قسمت شمالی ماسبذان( لرستان فعلی) و شکست پسر هرمزان در سال شانزدهم هجری بود، ولی فتح قسمت جنوبی( مهرگان قذق یا مهرگان کوچک  ایلام فعلی)بدون جنگ رویداد و به تصرف لشکر اسلام در آمد. ولی اسارت هرمزان در سال بیست ویکم هجری قمری در شوشتر اتفاق افتاد.از مهرگان بنام " مهرگان قذق" بمعنی مهرگان کوچک" نام میبرند ، که احتمالاً قذق معرب کلمه شوشتری " کُچُک" بمعنی کوچک است.
 
تاریخ مختصر بختیاری پس از اسلام
در اینجا و در بسیاری منابع دیگر بختیاری ها و لر ها را کُرد مینامند و حتی دهکرد یا شهر کرد فعلی را بنام کرد ها نامیده اند. در صورتی که این محل ابتدا ییلاق خوانین بهداروند بود، و نام آنجا نیز از قدیم به اعتبار نام اقوامی که بنام کُرد از شامات در حدود هزار سال پیش مهاجرت کرده بودند، ده کرد نامیده شد. کلمه کرُد معنی گله دار و چوپان را دارد، وهنوز هم در اطراف تهران( قصران) وبسیاری مکانهای دیگر با این مفهوم و بدون ارتباط با مردم کرد، استفاده میشود."کپنک" یا روپوش نمدین چوپانان بختیاری "کُردین " یا پوشش چوپانی نام دارد، واز نمد ساخته میشود، که نقش محافظ و سپر را در جنگ با درندگان و مهاجمین و دزدان  وحفاظت چوپان را در سرما وگرما بعهده دارد.
 
 
ما اولین بار پس از اسلام با نام کردان جبل فارس " بختیاری ها" آشنا میشویم .( طبری 1352ص 1881تا1897 جلد پنجم ، پاینده) درسالهای17 ،23و24 هجری قمری در زمان خلیفه دوم هرمزان که خود یکی از هفت خاندان پارسی ، و از طایفه مهرگان گزگ  . حاکم خوزستان ، ویکی از سردارا ن اصلی سپاه ساسانی در جنگ های قادسیه به فرماندهی رستم فرخزاد بود.(بخشی از طایفه مهرگان گزگ یا قذق بمعنی "مهرگان کوچک " به احتمال بسیار در ممسنی کنونی نزدیک رامهرمزکه پیش از آن شولستان نامیده میشد سکونت داشت. ملاحظه میشود هرمزان در پی هر شکست از اعراب بسوی شهر رامهرمزو بدامن بخشی از  طایفه خود که در آن حوالی بوده اند ، و خود از اقوام پارتی بودند. میرفت . با وجود این طایفه بزرگ او درچند شهر دیگر در خراسان  ، ایلام ، لرستان ، عراق، اردن ، خراسان و مکان های دیگر نیز به این نام ذکر میشوند. که در اصل گستردگی حضور این قوم را در پهنه ایران نشان میدهند. تاریخ طبری ص1840 میگوید :" سال شانزدهم هجری پس از شکست آخرین پسر هرمزان ، شهر ماسبذان در استان لرستان کنونی فتح میشود." و در ص1883 همان منبع میگوید:" هرمزان پس از شکست قادسیه وازدست دادن اهواز بسوی قوم خود رفت و با کمک آنها ( پس از کشته شدن پسرش در سال شانزدهم هجری قمری در جنگ ماسبذان) شاه شد، و سپاهش روبفزونی نهاد، و با هرکس جنگید.") . در طول جنگهای سپاه اسلام برای فتح شوشتر، وپس ازرها کردن مصالحه اول "هرمزان " حاکم خوزستان با اعراب ، و اتحاد با بختیاری ها ، چون هرمزان پیمان شکنی کرد و مجدداً با اعراب مصالحه کرد، بدلیل مخالفت کرد های جبل فارس (بختیاری ها ) که سپاهیان هرمزان بودند، او ناچار میشود برای تداوم پیمان صلح با اعراب به سپاهیان خلیفه متکی شود ، وازآنها برای دفع بختیاری ها که کُرد های کوهستان فارس نامیده میشدند، استمداد بخواهد، ولی چند بار لشکر کشی اعراب برای سرکوب بختیاری ها بی نتیجه بود، و اعراب دریافتند که قدرت جنگ در کوهستان را ندارند، و سپاهیان آنها برای جنگ در صحرا و دشت تربیت شده اند. هرمزان نیز که سردار تیز هوشی بود. کم کم پیمان خود را رها کرد وبسوی بختیاریها متمایل شد. که بعدها با چاره اندیشی اعراب و خیانت برخی اقوام دشت نشین، سرزمین های اطراف بختیاری تصرف شد وهرمزان دستگیرشد. پس ازآن چون تلاش های جنگی اعراب برای تصرف بختیاری بی نتیجه بود ، آنها در" ایذه "با سرکرده بختیاری ها بنام " تیرویه" مصالحه کردند، و دیگراز آن سرزمین چشم پوشیدند.
 
خاندان روسای بهداروند باب
مطالب اندکی از خاندانهای حکام گذشته طایفه بهدار وند در دست است، امیداست سایر هم طایفه ای های ما با اسنادی که در دست دارند، و تحقیق بیشتر و اکتشافات تاریخی به حل این معما کمک کنند، و دانش خود را دراین مورد بما هدیه کنند. آنچه امروز در دست داریم ، آنست که خوانین نامدار این طایفه از نژاد "علاءالدین " نامی، واز تیره "علاء الدین وند" با تلفظ محلی " ala-di-vand " ( الادی وند ) میباشند. نشانه vand پسوند نام طوایف کرد بمعنی خاص " گذاشت" از مصدر "وندن یا نهادن" است ، و بطور عمومی بمعنی " چوپان، گله دار" است. و ala وilu در سومری و ایلامی معنی" رفیع و بلند ونام خدا " را دارد. di در سومری معنی" دین،دنباله، پیرو، عقبه.." را دارد. شاید بتوان گفت، که معنی" الادیوند" با فارسی معیار " طایفه پیرو خدا" باشد. همانطور، که تیره " سگوند" در لرستان با زبان سومری معنی والائی دارد، زیرا sag در سومری معنی " سر ، راس، رئیس " را دارد ، و" سگوند" معنی " طایفه برتر، یا رئیس" را دارد.
 
شاد باشید و مطالب را دنبال کنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر