کل نماهای صفحه

شمارشگر

free counters

فهرست وبلاگ من

صفحات

ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۲۷, شنبه

تاریخ عشایر بهداروند یا بختیار وند

بهداروند- بختیاروند
مقدمه
تاریخ بختیاری در اعصار گذشته قبل از اسلام ، بصورت مکتوب یا وجود ندارد یا بدست ما نرسیده است، ولی از زبان کتیبه های سومری ،آشوری ، اکدی، ایلامی بابلی ، هخامنشی ، یونانی ، اشکانی وغیره ... کلمات و اصطلاحاتی مشاهده میشود، که هم اکنون نیز در گویشهای بختیاری ، لری، کردی و خوزی ، بویژه شوشتری و دزفولی وبیشتر اقوام شمال خلیج فارس کاربرد آنها را مشاهده میکنیم. و به استناد آنها میتوان تاحدودی رویدادهای پیش از تاریخ را تصویر کرد،
 
سردار پارتی
 
 بنظر میرسد، اقوام ایلامی که بیشتر زبان شناسان آنها را از اقوام سرزمین های شبه قاره هند، مانند دراویدی ها ، یااز قاره افریقا میدانند، با هجوم به شمال خلیج فارس احتمالا از حوالی بوشهر کنونی ورسیدن به سرزمین های بلند از جمله خوزستان، بختیاری وغیره ، خاندانهای حکومت گران محلی را شکست داده اند ، .آنها را از سرزمین های خود، همراه هوادارانشان ازبیم جان ناچار به مهاجرت کرد ه اند. ولی بدنه جوامع محلی پیش ایلامی بعلت ناتوانی از مهاجرت، یا نارضایتی از حکومت گران مغلوب ، با پذیرش اطاعت از مهاجمین سرزمین خود را ترک نکرده اند. ولی اقوام مهاجر بناچار ابتدا تمدن سومری( یا سرسیاهان) را در زمین های باطلاقی بین النهرین که وضعیتی شبیه سرزمین های حیات وحش افریقای امروز داشت ، وساکنان آن تنها چرندگان و درندگان بودند ، با تلاش توان فرسا وبسختی شکل میدهند، و تمدن سازی میکنند ، وبا ایجاد فرهنگ بزرگ سومری ، و گسترش آن به سرزمین هائی که تحت تسلط ایلامی ها نبود ، احتمالاً مانند ماورالنهر ، خراسان بزرگ، گیلان و مازندران و شمال بین النهرین نظیر شمال عراق ، Ebla و Beydar " ابلا و بیدار" در سوریه ، و احتمالاً گسترش آن به ترکیه فعلی ، لبنان و فلسطین ، این فرهنگ وتمدن بینظیررا توسعه میدهند ، ولی دشمنان جدیدی از نژاد سامی مانند سارگون اکدی، اقوام آشوری و بابلی ، ساخته های آنان را میربایند، و از دست سومری ها خارج میکنند، ودشمنان طبیعی ایلامی های بیگانه را ازمیان بر میدارند. و اجازه میدهند هزاره های دیگر هم تسلط ایلامی ها دوام بیابد. مسلماً با فروپاشی سومر مجدداً این اقوام دو دسته شده اند، یک دسته مهاجرت اجباری داشته اند ، و دسته ای دیگر انقیاد فاتحین را پذیرفته اند و در بین النهرین مانده اند. این تحول اجتماعی در تمام جوامع تا زمان ما تکرار شده است ، و بعد ازما هم اگر شرایط و زمینه های آن باقی باشد، بطور مرتب تکرار خواهد شد. دسته های کوچک این مهاجرین در سرزمین های بیگانه بسختی در نسل های آینده زبان و فرهنگ خود را حفظ میکنند، ولی جمعیت های بزرگ آنها با سازمان دهی و ایجاد تشکیلات زبان وفرهنگ خود را حفظ میکنند و ترویج میدهند، و با آرزوی بازگشت به سرزمین اصلی منتظر فرصت مناسب می مانند، ودر مهاجرت معکوس همراه خود ، اقوام هموادار خود را به سرزمین اصلی دعوت میکنند.
بنظر میرسد ، زبان کنونی کتیبه های سومری ترکیبی از گویش های این اقوام مختلف مهاجربویژه بختیاری و خوزی باشد، وخوشبختانه در طول تاریخ نسبتاً کوتاه حکومت سومریها تغییرات زیادی در آن بویژه در ریشه لغات راه نیافته است ، واقوام سامی دوره های، بعداز سومری ها با وجودیکه ازخط سومری استفاده کرده اند، و تغییراتی مناسب زبانهای خود در آن داده اند، ولی چون بیش از هزاران سال از قواعد دین سومری استفاده کرده اند، زبان کتیبه های سومری را در این مورد مانند استفاه اززبان لاتین درکلیسا، بکار برده اند. در مورد علوم : کیهان شناسی، ریاضیات ، پزشکی ، حسابداری ، مبادلات بازرگانی وغیره زبان و خط سومری حتی پس از سومریها زبان علمی اقوام سامی و دیگران بود.
پس از شکست ایلامی ها از آشوری ها و قدرت یافتن کورش ومنسوخ شدن زبان ایلامی ، احتمالاً بخش گسترده ای از این اقوام در دوره های مختلف به ایرا ن بازگشته اند. آخرین مهاجرت معکوس بختیاری ها مهاجرت تبعیدی های نادر شاه افشار از خراسان به بختیاری بود، که پس از مرگ نادر رویداد. یقیناً موارد مشابه بسیاراست.
زبان سومری هنوز هم با مجموعه گویش های مختلف شمال خلیج فارس بویژه لری وشوشتری و پهلوی اشکانی وساسانی وفارسی کنونی شباهت های بسیاری دارد. که ذکر دلائل آن نیاز به تحقیق ، کنکاش وبحث بسیار دارد. که امید است، تحت عنوان" دستور زبان تطبیقی سومری و گویش های شمال خلیج فارس" به یاری دوستدارن زبان مردم ، در آینده آنرا آماده نشر کنم.
 
ولی در دوره بعد از اسلام ابتدا منابعی هرچند اندک به آنها اشاره دارد، و در دوره های اخیرمرجع های بیشتری از تاریخ این اقوام نشر شده است.
در اینجا بیشتر از کتاب " تاریخ بختیاری " چاپ شرکت افست 1355 نوشته لسان السلطنه سپهر ، به روایت سردار اسعد بختیاری،" فرهنگ بختیاری" نوشته عبدالعلی خسروی( قائد بختیاری) چاپ 1368 انتشارات فرهنگسرا وچند کتاب ومرجع دیگر استفاده شده است ، که موردی و به تناسب به آنها اشاره میشود.ذکر این نکته  لازم است، که در اینجا گفته شود:
برای غنای تاریخ این مردم تحقیق در تاریخ و زبان وخصوصیات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی وسایر علوم انسانی، این قوم و مهاجرت های رفت وبرگشت آنها، و اقوام مهاجرو مهاجم ایلامی، سامی، یونانی، ترک ،عرب ، ازبک وحکام و شاهان و خان های ترک ، ترکمن ، مغول تا زیر مجموعه های آنها ، مثلاً اقوامی نظیر کره ای ها که احتمالاً در سپاه مغول به ایران حمله کرده اند.( در سریال زیر نویسی افسانه جومونگ، برای کلمه " مرد بزرگ ، سرور" کلمه لری بختیاری " پیا" را استفاده میکنند، که یقیناً این کلمه از آنها بجا مانده است.) ما دراین باره به یاری پروردگار در آینده بیشتر سخن خواهیم گفت.
 
Beydarvand
سر آغاز باید ، درباره معنیBeydar vand ( با گویش محلی) یا بهداروند ( در فارسی معیار)  که نام یکی از چهار طایفه بزرگ ایل هفت لنگ بختیاری است، توضیح دهیم. مرسوم است ، در تقسیمات ایلی ،هریک از این چهار طایفه بزرگ را یک باب مینامند. ( مثلاً طایفه بزرگ دورکی را دورکی باب) و طایفه بزرگ بهداروند را بنام های " بهدار وند باب ، یا بختیاروند باب " مینامند. کلمه beydar" " بنظر در زبا ن سومری احتمالاً معنی " پرنده محافظ (دروازه)" یا "پرنده حامی" را دارد.
در برخی تواریخ دو قول آورده شده است ، که این طایفه یا باب حدود هزار سال پیش از سرزمین "روم" ترکیه فعلی یا " شامات" سوریه فعلی به ایران و سرزمین بختیاری مهاجرت کرده اند. از نظر زبانشناختی گویشهای سایر اقوام بختیاری و خوزی مانند شوشتری و دزفولی، تفاوت بارزی با گویش طایفه بهداروند ندارد، وبخوبی نشان داده میشود که این گویش ها هم خانواده یکدیگرهستند، و با زبان فارسی نیز خویشاوندهستند. نشانه های چندی از وجود دو احتمال در مورد مهاجرت این قوم به شامات حکایت دارد: اولاً- در گذشته های بسیاردور این قوم برای پاسداری از سرزمین های متصرفی ایران یا بهر دلیل دیگری از سرزمین بختیاری به سرزمینی در شمال سوریه فعلی نزدیک مرز ترکیه که هم اکنون با نام باستانی Beydar محل اکتشافات جدید باستانشناسی و بسیاری کتیبه های سومری است ، اعزام شده اند، یا مهاجرت کرده اند ، وشاید دسته دیگری از آنها درمنطقه" ابلا" Ebla در سوریه ومکان های دیگر اسکان یافته اند. زیرا درابلا نیز بیش از نود درصد کتیبه های بدست آمده به زبان سومری و تنها 10% به زبان سامی است. از نظر تاریخی مشخص است ، که عمده سپاهیان دنیای باستان ، اقوام و عشایر بوده اند. کتیبه ایلامی بیستون در عبارت ایلامی زیر:
me-ne (m)taš-šu-tum (m)par-šin ap-pa (h)u-EL-man-ni (h)An-za-an-na ap-pu-ka
از زبان داریوش میگوید: " سپس لشکر پارسی که قبلاً در انشان بود"(از من نافرمان شد). و کلمه لشکر " تش وتوم " تلفظ میشود، که بسیار شبیه کلمه بختیاری " tash-tohm " ( تش تهم ) بمعنی " خاندان و اولاد یا تخمه" است. ونشان میدهد، که سپاهیان گذشته اکثراً عشایر با خانواده های خود بوده اند.
شاهنامه فردوسی ، دربخش اساطیری خود، پایتخت جمشید را" گنگ دژ هوخت " سپس "قلعه ضحاک "، بیت المقدس" کنونی میداند. تاریخ هم مرزهای باستانی ایران را گسترده تر از مرز های کنونی میداند.
ما درمورد دلائل زبانشناختی اقوام سومری وایرانی بویژه اقوام لر و بختیاری در دوره های پیش هخامنشی  در آینده جداگانه سخن خواهیم گفت.
احتمال دوم که شواهد تاریخی بیشتری دارد. اینست که صد طایفه ای که حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده از آنها نام میبرد، اقوامی هستند، که به کمک اسماعیلیه اولین دولت شیعی ایران را با استقرار سلسله دیلمیان بقدرت رساندند، و پس  از فرو پاشی این سلسله و بقدرت رسیدن ترکان سنی مذهب سلجوقی و  غزنوی ناچار به مهاجرت به شامات میشوند، وبیش از دویست سال ترک وطن میکنند، پس از آنکه مغول ها ترک های سنی مذهب را شکست میدهند، آنها احتمالا با موافقت مغولها به ایران باز میگردند، و پس از اضمحلال حکومت های مغولی مجددا دولت شیعه را در عهد صفوی ها در ایران مستقر میکنند.
ادامه دارد. شاد باشید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر