کل نماهای صفحه

شمارشگر

free counters

فهرست وبلاگ من

صفحات

ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۲۷, شنبه

لوریمر وگویش بختیاری ، علیقلی خان بهداروند معلم زبان بختیاری او

لوریمر و گویش بختیاری

دیوید لکهارت استیونسن لوریمر سروان ارتش انگلیس که از سروانی تا سرهنگی در کنسولگری های مختلف انگلیس در خوزستان و کرمان خدمت کرده بود، صرفنظر از کار سیاسی خود، به مسائل فرهنگی و زبانشناسی علاقه زیادی  داشت کتاب های مشهور او " قصه های ایرانی" که بیشتر متل های بختیاری و کرمانی است، و "گویش بختیاری و بدخشانی " است. در کتاب دوم که میتوان کار او را بسیار عالمانه توصیف کرد، کتاب از دو بخش تشکیل شده است، اودر مورد، زبانشناسی تحلیلی سخن میگوید بخش نخست کتاب که مفصل تر است، به گویش بختیاری اختصاص دارد، و از صفحه اول تا صفحه 126 را شامل میشود، و همانطور که خود میگوید: " من در سالهای اخیروقت خود را صرف مطالعه قابل توجه گویش بختیاری کرده ام، ومجموعه مقادیر بزرگی از اشعار محبوب و داستان نثر بختیاری از بزرگان آنها یا حداقل از طبقات  بسیاربا ذکاوت بختیاری، متعلق به برخی از بخش های اصلی از طایفه هفت لنگ ( زراسوند، بهداروند، دورکی)   گرد آوری کرده ام، و نوشته ام ، زبان آنها نشان میدهد، که ممکن است، به عقیده من ، بعنوان زبان معیار بختیاری سنجیده شود. ".
 ( تذکر:متاسفانه انتقال کپی معرفی نامه لوریمربرای علیقلیخان بختیاری بهداروند گویشور زبان بختیاری، بدلیل حجم فایل تصویری و امکانات محدود ما میسر نیست،و انشاالله در آینده آنرا نشان خواهیم داد، در اینجا چند سطر اول نامه و ترجمه آن آورده میشود.
Whose,(?) Consulate”
      Kerman
      26 . 10 .12
I have been warb(l)ing rive(?) a birth(?) with Agha ali Quli khan, Bakhtiari Bēdarwand, learning  the Bakhtiari dialect as his barbule …….
………………………………………………………………………

DLlorimer




برای رئیس (؟) کنسولگری
کرمان  

12/10/1926
من موشکافانه یک آموزش اولیه را در مورد گویش بختیاری بوسیله آقا علیقلیخان بختیاری بهداروند در حال فراگیری میباشم، که مانند خودش مشخصه جوامج اولیه را دارد.،

محل امضاء دی.ال. لوریمر

علیقلیخان با برادرش مهدی قلیخان تفاوت سنی زیادی داشت، وبعلت  تجربه اندک خود مانند بزرگان دیگر طوایف هفت لنگ نظیر زراسوند ، و دورکی که در تحقیق زبانشناسی گویش بختیاری لوریمر، ظاهراً بر خلاف نظر خان حاکم با لوریمر  همکاری کردند، آنها هم بنظر میرسد، موردبی مهری سردار محتشم ایلخانی قرار گرفتند، حداقل مهدیقلیخان بختیاری بهدارند، ناجوانمردانه ثروت خود را بخاطر اشتباه برادر کوچکش و ترس و بدگمانی  ایلخانی از دست داد، و همین موضوع بهانه ای برای غارت او شد. در مقدمه ذیل هم بطور مجمل و کلی غارتگری حکام محلی مورد انتقاد شدید لوریمرکه ناظر غارت گویشوران خود و منسوبین آنها شده بود، قرار گرفته است،
عملکرد انتقادی لوریمراز حکام بختیاری علاوه براینکه باعث زیان بسیاری از مردم بختیاری شد، تحت نفوذ سرسپردگان استعمار لوریمر به کشورش احضار و از مناصب وزارت خارجه با درجه سرهنگی کنارگذاشته شد، وتا آخر عمر مورد بی مهری دولت خود قرار گرفت.

  بخش دوم این کتاب در باره گویش بدخشانی است، که در حال حاضر از بحث ما خارج است.   او مقدمه گویش بختیاری را این گونه آغاز کرده اند.

1- گویش بختیاری (ترجمه ف. عباسی)
 مقدمه
عشایر بختیاری منطقه وسیعی از کوهستانهای جنوب کشور ایران را در تصرف دارند. این قلمرو در ناهمواری های مابین عرض و طول جغرافیائی 48” 40’ و 51”  شرق قرار دارد ، که در جنوب به دشت های رامهرمز،  ( که به گویش محلی رومز نامیده میشود) ، شوشتر و دزفول ، و درشمال  بوسیله کوههای بلند  نواحی چهار محال ، فریدن، و خوا نسار محدود میشوند.
مشخصه های ذهنی و جسمی بختیاریها ، و شیوه عادات و رسوم آنها، دلیلی محکم است، برای این عقیده که بختیاری ها مردمی ایرانی ،وازنژاداصیل ایرانیان هستند. این استنباط از طریق زبان آنها ، یا بواسطه طبیعت و موقعیت جغرافیائی سرزمینشان  ، که شامل یک مجموعه رفیع و صخره ای سلسله جبال پراکنده، یکباره جدا شده از دشت های پست سرزمین های خوزستان ، و مرکز نژاد پارسی در پیرامون اعراب پراکنده باشد،  تعریف نشده است.
بنظر میرسد، که احتمال بیشتر آن است، که بختیاریهای کنونی نمایانگرنیاکان باستانی خود هستند، که همان سرزمین اجدادی خود را در تصرف دارند، و همان شیوه مشابه زندگی اجداد بسیار کهن خود را دنبال میکنند.
 بسیاری از نسل های بختیاریها در دو دسته بزرگ تقسیم شده اند، که بصورت قبایل هفت لنگ و چهار لنگ شناخته میشوند. برتری و تفوق همه  بختیاریها امروزه ( در زمان لوریمر) دردست طایفه هفت لنگ قرار گرفته است، یکی از بخش های فامیلی که حکومت را بدست آورده اند، افراد آن تحت عنوان خان های بختیاری ( خوانین بختیاری ) نامیده میشوند، آنها این مقامات را برای  بخشی از آنچه آنها در سالهای اخیر در سیاست تهران بازی کرده اند، بعنوان قدردانی دارند، آنها شهرتی اروپائی بدست آورده اند، و علاوه بر آن در زمانهای مختلف درسایر مقامات و ارکان حکومت از آنها تجلیل شده است.
چنین دیده میشود، که نژاد این خانواده طایفه هفت لنگ چنانچه گفته شده است، دراصل از یک پسرک طایفه پاپی لر باشد. او کسی بوده است، که بوسیله مردان طایفه پاپی تحت تعقیب بوده است ، و از قبیله خود رانده شده است، و عنصری یاغی محسوب شده است، و ناچار به سرزمین بختیاری در غرب لرستان پناهنده شده است.
تا اواسط قرن اخیر که گروه طوایف چهارلنگ حاکم بلا منازع بختیاری بودند، جعفرقلیخان (دورکی) پدربزرگ خوانین فعلی ، خانی بود، که نفوذ خود را در طایفه هفت لنگ گسترش میداد، وتفوق خود را تثبیت میکرد.
 دراین زمان چهار لنگ از حیث تعداد نفرات کمتر ، واز نظر مکانی  محدود تر بودند، ودر مکانهای محدود جنوب شرق منطقه خود حضور دارند، ولی کم و بیش به یکجا نشینی روی آورده اند، اما عشایر چهار لنگ در  محدوده های شمالی ، جنوبی کوچروی میکردند.
اکثریت بسیار بزرگی از طایفه هفت لنگ این زمان زندگی عشایری دارند، و کوچنده هستند، ودر این دوره گردش فصلی کوچ شان تمام منطقه مرکزی سرزمین قلمرو خودشان را پوشش میدهد.
در زمستان آنها بین تپه های کوتاه و تموج دره های دشت خوزستان پراکنده میشوند، و ریشه میدوانند، ولی با رسیدن اعتدال بهاری شروع میکنند، به حرکت به طرف شمال و سپس تدریجاً راه خود را بسوی تپه ماهور های ارتفاعات مرکزی سلسله جبال سرزمین های فلات های مرتفع، سرزمین های بلندی که مرز آن با شیب طولانی بطرف پائین به ایران مرکزی وصل میشود. باز میکنند
فصل پائیز دو باره دیده میشود، که آنها بازعملیات صعب العبور خود را در امتداد مسیر های موثر ناساخته بالای سلسله جبال باز میکنند، و با کثرت تردد برای کوچ زمستانی خود آن راه را(کوبیده و) آماده میکنند.
هرچند عشایر کوچرو،  در اصل در سرزمین های مرکزی برای چرای گله ها و رمه های احشام خودذینفع هستند، ولی آنها به روش قبایل بنی اعمام لر خود یعنی چوپانان مستقر در تنگه های سخت  لرستان که کشاورزی هم میکنند،  توجه نشان نمی دهند.
درحقیقت ، بسیاری عشایربختیاری دو مجموعه از درو و چیدن محصول کشت و زرع گندم، جو،و سایرموارد دارند، یکی درپائیز در سرزمین های کوهستانی (ییلاق) و دیگری در بازگشت تابستانی خود از گرمسیرکه محصول دوم را درو میکنند، و دوباره کاشت گندم و جو در گرمسیر( سرزمین های گرم) را در زمستان انجام میدهند، وبرای اینکار برخی از افراد قبیله برای درو و برداشت غلّه در بهار در گرمسیر میمانند، و با ایل بسوی ییلاق نمی روند، و پس از برداشت محصول به ییلاق میروند.
مردان عادی ایل فاقد هرنوع آموزش کلاسیک هستند، و معلومات و آگاهی از جهان خارج از ایل  ندارند. باوجود این، آنها ممکن است از شهر های همسایه برای داد وستد  ویا تهاتر کالا دیدن کرده باشند. ولی اقتضاء فعالیت آنها کوچروی ، و روبرو شدن  با هردشواری و خطری درسلسله جبال و رودخانه های نا آرام مسیر کوهستانی است، که در مقابل آنها در تحولات آب و هوائی زمستانی قرار دارد، وعبور ازاین موانع به هوش و توان حرکتی بالائی نیاز دارد، تا آنها را سالم به مقصد برساند.
این گونه مردم معمولاً نادان یا کند ذهن نیستند، بلکه نیاز متواضعانه کشاورز اغلب چنین است، و کوچنده برای علفزار باید  ترکیبی از یک قلدرگردنه ( جنگجوی بی باک)، و یک چوپان دشت نشین مثل اسکاتلندی ها باشد.
بختیاری ها از این نظرنسبت به چوپان های دشت نشین، بیشترخصلت مردمی جنگجوو قلدر(Rob Roy) را در خود دارد، و طبیعت آنها این گذران را برای آنها هنگامیکه کارهای خود را ترک میکنند، فراهم کرده است،  و آنها نسبتاً مهاجم و غارتگرو پس از آن دارای احساسات شاعرانه، یا فلسفه دینی هستند.
محیط های آنها و همسایگان آنها با هم قابل مقایسه نیست ، چنانچه بختیاری مردمی زور گودارد، نه اینکه نا آشنا به خلاف کاری باشند. اگر تحت نظام نسبتاً روسای قدرتمندی باشند، بزودی این ستیزه جویان یا اخم و تخم کننده با همسر ، یا تهاجم نا راحت کننده خودشان به یک برادر بختیاری   با ممارست اصلاح میشوند، یا بیشتر از آن، آشوب ناشی ازتهییج و تحریک و خطر حمله و تهاجم آنها به یک طایفه همجوار رفع میشود، و اگر دزدی های کوچک و دله دزدی باشد اغلب با نیروی نظامی و سایر اقدامات متهورانه میتوان محل را پاک سازی کرد،  این به این معنی نیست، که همیشه چنین باشد. حداقل مردمی از نژاد اصیل و خصلت  جوانمردی، هنوز چنین رفتار تهاجمی ندارند.  از طریق قانون و محکمه هم با دزدی میتوان برخورد کرد، و سوگند  دروغ  ، سفسطه ، مغلطه را نپذیرفت ،  و سایرجرائم عملی را هریک ازبین برد، من تردید ندارم، که مرد ایل   بختیاری بزودی ، مهارت خود را اگر مجال ابراز وجود خود را داشته باشد، ثابت میکند.
حکام مردم بختیاری ،  که در محدوده خود به مردم متواضع خود ستم میکنند، وبا قتل و غارت و فسق و فجور بر آنها فرمانروائی میکنند، بر مردم خود بیداد گری میکنند. متاسفانه این شیوه تمام حکام محلی طماع ایرانی برای پول و ثروت اندوزی است. صرفاً استثنائاتی هم وجود دارد، که چنین طمع ورزی به اموال و دارائی مردم خود و همسایگان را  ندارند، و نمی خواهند، که اموال دیگران را به خود منتقل کنند.
بنا براین ، من اینحا در باره بد اخلاقی وفقدان اخلاق حسنه دربرخی بختیاری ها نگران هستم. ولی برای تحقیق در زبان آنها ،که موضوع مورد علاقه من است، با توجه به این زندگی و عادات برای دخول به ارزیابی موقعیت آنها که موثر در مراتب و طبیعت گفتار آنها است،  توجه خاص میکنم.
ما مشاهده کرده ایم، که بختیاریها نوعاً زندگی شبانی و گله داری دارند، که چادر نشینی نامیده میشود؛ ما مشاهده میکنیم ، که مرد بختیاری همچنان هم یک زارع است، و سرزمین او طبق شیوه زندگی او بسیار وسیع ومرتعی و جنگلی و محل وحوش است، و آنکه اوبطور دائمی در مقابل این طبیعت وحشی بی حفاظ است، برای گرما و سرما ، برای باران و برف ، و وسیله سوخت خشک درمضیقه است. تمام اینها وضعیت های بدیهی و منطقی  برای متنوع کردن یک فهرست لغت شایسته برای روبرو شدن با آنها است، برای وضعیت آنها این مواد خام  در مکالمات با آنهامورد نیاز هستند.
زیرا  شیوه گفتار ، بختیاری ها یک گویش مستقل محلی است.
حیوانات و نام کوه های محل سکونت آنها  برای ورزیدگی در زبان  انس گرفته با آنها موثراست، اما فرصت مناسب مورد نیاز ، از طریق یک دره  یا دامنه های تپه ها برای مکالمه با آنها فراهم میشود. مرد ایل کمتر رفتار و گفتار ساختگی دارد. بنابراین، او مناسب زندگی کردن در یک مذاکره در یک اطاق شلوغ نیست، از طرف دیگر، او قاعده خاصی بصورت مهارت شایسته در سخن گفتن صریح و سلیس دارد.
برگشت از مکان واحد بیرونی  سال اخیرشان ، به بخش بزرگتر سرزمین آنها یک نقل و انتقال کوچک ظاهری بود.  اکنون جاده لینه(Lyneh) یک جاده بسیار شلوغ از کاروانهای عشایرهمراه هم از شوشتر، دزفول، چهار محال و بطور نسبی الاغ ها یا شتر های  ساربان عرب  دیده میشوند. ولی این رفت و آمد برای مسیر جاده محیود شده است، و سیاه چادر ها و طوایف اطراق کرده خارج از جاده کم دیده میشوند.  از سوی دیگر، گستردگی معاملات تجاری عشایر با شهر های شوشتر، دزفول، رام هرمز و اصفهان قابل ملاحظه است، آنجا مرد عشایری کالای سنتی تولیدی  و گله قابل فروش خود را  برای فروش عرضه میکند، و لوازم مورد نیاززندگی خود را تهیه میکند. همچنین خریدهای آنها کالاهائی مانند شکر، قند، چای،و پارچه های بافته شده ازتمام انواع را شامل میشود، که مزین به مواد ونقوش اصلی پوشش آنها باشد. تمام ابزار آلات آهنی ومسی آنها مانند بیل و بیلچه آهنی،  داس درو،بیل و ابزار آهنی گاو آهن نظیر تیغه ها  وغیره، رکاب ها و دهنه های آهنی اسب سواری ، بعلاوه کماچ، دیگ، کتری و قوری وپارچ مسی خرید های مخصوص عشایر هستند.
گذشته از این، بختیاری ها اغلب ارتباط  خصمانه ای با طوایف همسایه دارند. در غرب آنها طوایف لر قرار دارند، بخصوص با دیرکوند ها و سگوند ها مشکل دارند، و در جنوب شرق کهگیلویه است، تما م اینها مانند بختیاری ها ایرانیان اصیل هستند، و گویش گفتاری آنها تفاوت زیادی با هم ، و با بختیاری ها ندارد. در شمال همسایه بختیاری ها آبادی های ایرانیان فارس زبان است،  دهکده هائی که بامردم چهار محال و فریدن زندگی میکنند. با وجود این،  در شرق آنها همسایگانشان طوایف ترک نژاد قشقائی هستند، ودر طول همه مرز جنوبی آنها تنها  سه شهر ذکر شده در بالا(شوشتر ، دزفول و رامهرمز) و تعدادی آبادی ، خانه های طوایف عرب خوزستان پراکنده اند.  یک جمعیت عرب اصیل ( عرب های کمری .م) حتی بین سرزمین بختیاری بصورت بخشی از بختیاری ها زندگی میکنند. آنها را عرب گاومیش دارGamesh
می نامند. از نام آنها مشخص میشود، که کار آنها داشتن گله هائی از گاو میش است. گاو میش از احشام خاص طوایف بختیاری نیست.
ازاین قرار،  با توجه به موارد ذکر شده در بالا آثار ماندگار خارجی که ممکن است، درزبان بختیاری رخ داده باشد، بشرح ذیل هستند:
1-   اثر گویش های فارسی شهرهای ذکر شده دربالا
2-   تاثیر گویش های لری و گویش های کهگیلویه روی زبان بختیاری
3-   تاثیر زبان های ترکی و عربی روی زبان بختیاری است، که مجموعاً برای زبان بختیاری بیگانه اند.
با وجود این، منابع نوسان ساز بیشتری از تاثیرات اثر گذار افق ذهنی و نگرش زبان ایلی وجود دارد، که مقادیری کلمات مورد نیاز را شکل میدهند.
من نمی توانم دقیقاً بگویم ، چه وقت برای اولین بار خوانین بختیاری شروع به بازدید از پایتخت ایران کردند، ولی مطمئناً کمتر از بیست یا سی سال نیست، که سردار اسعد ( حاجی علیقلیخان) اولین بار به تهران آمد، و در چند نوبت ده یازده ساله پیش چندین خان مدعی از فامیل ایشان از بستگان ایشان زمانی را در پایتخت گذران کرده اند.  موضوع اولیه هریک از بازدید گنندگان بالا  از پایتخت، بدست آوردن غنیمت وزارت ایرانیان و ثروت برای فامیل خودشان بود، زیرا که او یک عضو خانواده بود، که چشم طمع به پست های مهم دولتی نظیر ایلخانی و ایلبیگی  داشت، که این مقامات بوسیله حکومت مرکزی برقرار شده بودند، واز طریق حکومت مرکزی به رسمیت شناخته میشدند. وصاحب این القاب رئیس بزرگ ایل بختیاری شناخته میشدند.
یکی از روسای کنونی ایل لطفعلیخان امیر مفخم ، چندین سال ، در خدمت ولیعهد محمد علی میرزا بصورت فرمانده گارد محافظ ولیعهد در تبریز بود.
بعد ها، بخشی که چند خان و پیروانشان  درتلاش بین جبهه " قانون اساسی"  و محمد علی میرزا نقش بازی کردند، حالا  او را محمد علی شاه کردند. و چگونه آنها بعداً او (شاه)را خلع کردند، و ایران را با یک نخست وزیر و یک هیئت دولت اداره کردند،  آیا این با اطلاع مردم بود؟. تحت این رژیم   آنکه موفق شد.،(روسای) بختیاریها بودند.  همینطور چندین والی یا حکومت محلی ( توسط خوانین بختیاری) تشکیل شد. برای مثال: در استان های اصفهان ، یزد و کرمان.
دلیل تمام این اتفاقات آن بود، که نه تنها تمام روسای خوانین ، بلکه همینطور هم صد ها هوادار آنها ، در سال های اخیر در تهران و شمال ، بعلاوه چندین مورد شهرهای اصلی دیگرایران حضور داشتند، و چشم داشت آنها ( به ایران) نسبتاً گسترده شده بود.
درحالت نا آگاهی به این مفاهیم، افزایش آشنائی بختیاری ها بصورت اولیه به ایران وافزایش فرهنگ پذیری آنها باعث توسعه فهرست لغات آنها شد.  تنها این موارد باعث فراگیری و غنای زبان آنها نشده بود؛ بختیاریها حالا بجای قلیان سیگار دود میکنند، و یک شمار از اعیان آنها به تریاک معتاد شدند.
اثر دیگر این مهاجرتها از ایل به خارج ، این مسئله را  برای ساختار لغات  کنونی بختیاری برای بیان کردن  بسیارمشکل کرده است، که گفته شود لغت مشکوک کی و از چه منبع خارجی  عناصرش در زبان بختیاری پذیرفته شده است. کلمات عربی و ترکی ممکن است، ابتداً از زبان اعراب یا قشقائی ها وارد زبان بختیاری شده باشد، یا آن کلمات ممکن است، از طریق همجواری با واسطه های ایرانیان در تهران وارد زبان بختیاری شده باشد.
تمام  حروف بختیاری ابتداً با وضعیت و سلاست زبان فارسی شکل گرفته اند. ویا با لحن و لهجه تهرانی یا کلام فاخر یا تصنعی ساخته شده اند، و لهجه بختیاری با این کلمات عامیانه فراهم شده اند. کسی که  بختیاری را بصورت من در آوردی از لهجه مردم عوام تهران  چنین بخواند، و بنویسد ، برای زبان مستقل بختیاری فرهنگی ،و ندرتاً یا هرگز نظام نوشتاری اختصاصی ایجاد نمی کند.
مسئله مانند بازگشت به نقل داستان گفتاری یا نوشتاری جنگجویان وایکینگ و ماجراهای آنها در سرزمین های بیگانه است، که روی دریاهای بیگانه فتوحاتی کرده بودند، و برای مردم خود بازگو کرده اند، ومشابه آن دراین طریق بختیاریها در  بازگشت به ایل بی تردید شرح سفر به پایتخت و شهر های ایران و پیروزیها و خوشی های خود را وسردار و فرمانده خود را و نقش خود را در سیاست ملی بازگو خواهند کرد؛ و این کلمات جدید نمیتوانند، بطور کامل  در محدود فهرست لغات بومی کوچروی ودهقانی آنها قرار داده شوند.
بختیاری ها ی کوچرو درگذشته اعتمادی به خاک پایتخت نداشته اند. چند تن از خوانین مسن تر از پاریس و لندن دیدن کرده بودند، وبیش از یک پسر خان بود ، که در سویس و یا لندن در  مدارس آنجا درس میخواندند.  هرچند ما نیاز نداریم ، بدانیم، کدام بختیاری طرفدار فرانسه، یا انگلیس است، واز زبان مادری دور شده است. تاثیر زبان اروپائی آنها این پسران خوانین را بیشتراز مرد ایلی بودن دور کرده است، و مردان ایل را بسوی گرداب تمدن اروپائی کشانده است.
فرجام عمومی  زبان بختیاری ممکن است، مانند تمام زبانها که نمرده اند، یا درحال نزع هستند، گریبان زبان بختیاری را بگیرد، زبان بختیاری رشد میکند، و عناصر جدیداضافه بر کلمات بومی با آن جمع و ترکیب میشوند، ومحدوده کلمات مرد ایل از دید آنها گسترده تر میشود. ومحدوده جغرافیائی آنها دورتر از مسکن بومی آنها میشود، و آنگاه این جریان احتمالاً ادامه یافته تا رفته رفته گویش آنها در لغات و دستور زبان بهم نزدیک میشود، و شکل میگیرد، و بیشتر و بیشتر به شکل فارسی معیار نزدیک میشود.
با وجود این، قبل از آن روزهای بسیار طولانی خواهد گذشت، تا اسم ذات ها، اسم مفعول ها هر روزه از زندگی گفتاری کنار گذاشته شوند، یا شکل صفت ممیزه آنها تمایل به راه دادن به فارسی عامیانه دهد، و این چنین مواد جدید در زبان مادری ایل ماندگار میشوند،که تا دور دست ها در تاریکی های  چادر سیاه های آنها در دره ماهورها رخنه میکند.
بختیاری  برای سالهای زیادی توجه وعلاقه  قسمتی از اروپائیان را بخود جلب کرده بود. آنها آگاه شدند، که درحقیقت، می توان از مراجع تاریخ ایران  به تاریخ بختیاری برسند،  ولی بختیاری مانند یک مردم بروز و با تاریخ مشخص نبودند، و آنها بوسیله سر- هانری .لیارد به دنیا معرفی شدند.لیارد کسی است، که در سالهای 1840-42 در یکی از خانواده های مهم بختیاری هنگامیکه صاحب خانه رئیس ایل چهارلنگ بود ، زندگی کرد، ونگران سرنگونی او بود، که هنوز حاکم بود.
جهانگرد دیگرکه از بختیاری دیدن کرد، منشی سفارت روسیه درتهران De Bode     است، بعلاوه او در 1-1840  از آن سرزمین بازدید کرد.
ارتباط دائمی بین بختیاری و انگلیس وجود داشت، با وصف این،  جهانگردی در بختیاری تنها بوسیله سرگرد H. A. Sawyer در سال 1890 آغاز شد، آنجا خانم بیشاب هم در همان سال در بختیاری سرگردان شد. مدت کوتاهی قبل از آن بین سال های 90-1889 لرد کروزن در سرزمین بختیاری سیاحت کرد،  و بهترین دانسته های ایل بختیاری تا کنون در لابه لای اوراق کار استادانه او بنام " ایران و مسئله ایران" جسته جو میشود.
با وجوداین، در تمام این سالها نسبت به گویش بختیاری توجه اندکی شده است. من دور از دسترسی به کتابخانه ها و جدائی از کتاب های خود قرار داشتم، و نمی توانستم با اطمینان از نتیجه کار سخن بگویم، ولی عقیده داشتم، که اندکی کلمات بختیاری بوسیله لیارد در جلد شانزدهم JRGS ، و بوسیله Houtum Schindler در جلد سی و هشتم ZDMG  (1884) صفحات 116-43  وجود دارد، ولی هیچیک از این منابع را نمی توانستم استفاده کنم.
تنها مطالعات منظم گویش بختیاری که باید دیده شود، شامل کار Oskar Mann’s Die Mundarten der Lur Stämme im sűdwestlichen Persic ، برلین ، از Georg Reimer, 1910  بود. Mann  پانزده یا شانزده برگ از نمونه نثر و شعر بختیاری را با ترجمه آلمانی آورده بود، که بعنوان مقدمه با مقداری اظهار نظر درگویش های مختلف لر ، شامل بختیاری وغیره  دنبال شدهاست،که با ترکیبات لغوی همراه بود.دلائل بررسی های "مان" تا جائی که ادامه داده است، مفید هستند، ولی آنها به این معنی نیستند، که خالی از خطا هستند.( در این ترجمه او دوبار گفته است، که ضمیر بختیاری " ایسا" (ایس) بمعنی "شما" معادل ضمیر جمع Sie آلمانی است، ولی در فهرست لغات خود او معادل آنرا در معنی جمع فارسی "ایشان" معادل ضمیر sie آلمانی آورده اند، و در صفحه 28   دوباره او آنرا جمع "ایشان" ترجمه کرده اند.
من در سالهای اخیروقت خود را صرف مطالعه قابل توجه گویش بختیاری کرده ام، ومجموعه مقادیر بزرگی از اشعار محبوب ونثر داستانی  بختیاری رااز بزرگان آنها یا حداقل از طبقات  بسیاربا ذکاوت بختیاری، متعلق به برخی از بخش های اصلی از طایفه هفت لنگ ( زراسوند، بهداروند، دورکی)   گرد آوری کرده ام، و نوشته ام ، زبان آنها به عقیده من نشان میدهد، که ممکن است،  ، بعنوان زبان معیار بختیاری شنیده شود.
درشرایط موجود، این وجودزنده گویش بختیاری متفاوت از فهرست لغات و الفاظ ممکن است، پذیرفته شدنی باشد، و دراصل وجود دارد، ولی اثبات کردن و رده بندی تمام گونه های گویشی آن دقایق بیشتری نیازخواهد داشت، و گسترش تحقیقی آنرا که ممکن شود، برای خود بعهده میگیرم ،  با وجود این، مواد در دسترس من نسبتاً جامع و نشانگرآن است، و آن باید کافی برای نشان دادن مقصود من باشند، که رئوس مطالب کلی آواشناسی زبان بختیاری از آن  نتیجه گیری شود.
بطور طبیعی کار قابل توجه  در تلفظ خاص مصًوت ها وجود دارد. آن یک پدیده از هریک زبان بیان نشده مستثناء شده است،والبته آن بطورویژه در آنجا که قرار میگیرد،یا اثرگیج کننده  یک متن ناپدید شده، نشانداده میشود.
من زبان فارسی معیار را مبنای فوری مقایسه انتخاب کرده ام، زیرا که مقایسه بیشتر از هر نقطه نظر تردید آمیز دیگراشخاص، برای دانستن زبان، وبرای مقاصد کاربردی زبان  مفید تر است.
واژه شناسی یا قبلاً توانست، صورت های معادل فارسی معیاررا با معادل آنها از پارسی باستان و اوستا  تطبیق دهد، یا آن توانست، بسیاری از کمک ها را در انجام کار در جای دیگر انجام دهد. بنابراین، بطور کلی من  نشانگر های مختصر صدا های کهنتررا که نشان داده شده اند، بدست داده ام.
من یک مجموعه قابل قبول نشانگرکلمات برای تصویر کردن گسترش  صدا های گوناگون فراهم کرده ام، و بعلاوه صدا های آغازینی که درکلمات خواهند بود ، که در انتهایی حرف تعریف معیًن مربوط بکلمه  قرار دارد،و همراه با تمام کلمات درمتن ذکر میشود، همه را آزموده ام.
برای من دراینجا ممکن نیست، از طریق مسائل واژه شناسی موضوع را بیان کنم، ولی بهر حال، تفاوت بین زبان بختیاری وزبان گفتاری متداول فارسی  بطور قابل توجهی ژرف نیست.  موارد اختلاف زیر قابل ذکرهستند.
 1- نشانه های جمع موضوعات جانداران معمولاً در بختیاری با پسوندهای nū- (درفارسی –ān ) و-gèl ، -yèl آورده میشوند.
2- یک پسوند –ke گاهی برای نشان دادن ضمیر اشاره برای اسم استفاده میشود.مانند pīā-ke (پیاکه) آن مرد
تذکر- نشانه های حرف تعریف معین با نشانه ke- در بختیاری ka- درشوشتری و سومری و ku- درگویش های شمال خلیج فارس و صورتهای مشابه آن در گویشهای دیگر هم خانواده فارسی نیزبا یکی از این سه صورت بالاشناخته میشوند، و نشانه حرف تعریف معین هستند، وهمانطور که لوریمر در مثال انگلیسی خود ذکر کرده اند. معادل the است.
3- نشانه پسایندی سوم شخص مفرد زمان حال فعل ،ē - یا a -است. برای دوم شخص جمع نشانه īn - استفاده میشود، و برای سوم شخص جمع an, -en - بکار میرود.
4- برای ساخت ماضی نقلی پسوند ē - را به صورتهای ماضی مطلق اضافه میکنند.       ( تذکر: زبان بختیاری  فعل "است" ومشتقات آنرا ندارد. م) مثال avēdum  آمدم، در ماضی نقلی تبدیل به avēdumē  آمده ام، میشود.
5- پیشوند - mī  فارسی در فعل استمراری در بختیاری( و سومری..م) تبدیل به- i میشود.
6- صورت های فعل "شدن" فارسی، دربختیاری ( وسومری .م ) یافت نمی شوند، و بجای آن ازصورتهای مصدر wo i bīdan  ( بنظر تلفظ wawbidan درست تر است.م) استفاده میشود. صورت های" باشم " و غیره یافت نمی شوند، و با صورت های bīdan وجوه التزامی یا شرطی را میسازند.
7- ساختار همراه با زمان گذشته افعال متعدی مشابه زبان فارسی هستند.

اختصارات در مورد منابع  ، بکاررفته در تحقیق لوریمر
Afγ        افغانستان، پشتو
Air,Wb  کتاب فهرست لغت پارسی باستان بارتولومه
Ar       عربی
Ary     آریائی
Av      اوستا
G.Av  گاتهای اوستا
Y.Av  اوستای نو
Bx       گویش اکتسابی بختیاری از فارسی نو
G        گویش زردشتی اکتسابی از فارسی نو
G.I.P  زمینه های آوا شناسی زبان فارسی
H          P. Horn   زمینه های ریشه شناسی زبان فارسی نو 1893
Ha     H. Huschmann  مطالعات زبان فارسی 1895
Ir       ایرانی ها
Kurd   زبان کردی ( بیشترین نقل قولها از دستور زبان کردی  Luzace, 1913 نوشته E. B. Soane  هستند.)
Kn. P.  گویش اکتسابی کرمانی از فارسی نو
Mn. P  فارسی نو ( معیار و ادبی)
n   اسم
O.C.P فارسی گفتاری  معمولی
O. P   فارسی باستان
Paz    پازند
P. Ar  کلمات عربی کاربردی در فارسی، ولی اگر کلمه در فارسی ماندگار شود، تنها از Ar استفاده میشود.
Phl   زبان پهلوی
Skr  زبان سانسکریت ( شامل ودا ها)
St    فرهنگ لغت فارسی - انگلیسی  اشتاینگاس
Tol  تولمن ، متون و لغات کهن فارسی 1908
T     زبان ترکی ( نقل شده بوسیله اشتاینگاس).

تذکرات
1- خط کج بالا حروف نشانگر تکیه صدای حرف است.
2-  نشانه ║ بین دو شکل ، نشانگر آن است، که هردو صورت استفاده میشوند، وثبت میشوند.
3-  یک نشانه سوال فبل از یک کلمه یا جمله نشانگر تردید در این مورد است، که آن کلمه یا عبارت حقیقتاً در زمینه ائی که نشان داده شده است کاربرد دارد، یا درست استفاده شده است.
4 یک علامت سوال بعد از کلمات Bx نشانگر این تردید است،  که آیا به این صورت وجود دارد، یا صورتی درست است. وعلامت سوال بعد از یک کلمه انگلیسی یا فارسی نو نشانگر این تردید است، که آیا معنی آن کلمه در برابری با فارسی بدرستی  نشان داده میشود، و آیا آن مطابق Bx است.
در دنباله این کار عادی من از ریشه ها و صورت های که در خود  صورتهای غیر افزوده به ریشه  زبان سانسکریت نقل قول کرده ام. در ادامه از بارتولومه صورتهای با رشه افزوده شده کلمات اوستائی را ارائه کرده ام.
بنابراین ریشه اوستائی کلمه را Av. √bav-  و ریشه سانسکریتی را با Skr.√bhū  نشان میدهم.
نشانه پس از یک مصدر فعل به معرفی  پایه وجوه فعل خدمت میکند. مثال : دیدن، بین.

آواشناسی زبان بختیاری
صدا های اصلی و صدا هائی که من در زبان اکتسابی بختیاری  از فارسی =Bx بازشناسی کرده ام.:

مصًوت ها یا حروف صدا دار

ā (ă)                  å                                              
a                       à      
ē                       è                       e
ī                        i
ū                       u
ō                       o
ai                      ei                      au                        oi

                             

صامت ها یا حروف بیصدا

کامی                               حلقی، پسکامی یا تو گلوئی

k (ki)                                                            č
g (gi , gg)                                                     j
x                                                                  y
γ
q

               

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر