کل نماهای صفحه

شمارشگر

free counters

فهرست وبلاگ من

صفحات

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۱۸, شنبه

تثبیت قدرت صفویه در اصفهان ونقش طوایف بختیاری

 بقدرت رسیدن سلسله صفویه ونقش بختیاری ها در تثبیت و استمرار مذهب شیعه


کلخوران آبادی خورشیدها



در استان اردبیل آبادی های " کل- خوران" که سکونت گاه اجداد خاندان صفوی است ، در زبان سومری معنی " آبادی - خورشید ها" را دارد. همانطور که میدانیم، یکی از اقوام و طوایف صد گانه که از شمال عراق "اربیل و وشامات ، وارض روم در قرن پنجم هجری قمری به ایران بر میگردند. قبیله شیخ صفی الدین اردبیلی بوده اند، این قبیله که درتواریخ بنام کردان اربیل معروف بوده اند، با بزرگ خود شیخ قطب الدین یکی از روسای عشایر اربیل ، که جد بزرگ خاندان صفویه بود، به ایران و آذر بایجان باز میگردند، آنها همراه خود سید حسن ولد عسکر از روستای "کرکی" جبل عامل لبنان "شامات" را، برای تعلیم وترویج مذهب شیعه به همراه خود آورده اند. ( شاید علت عنوان سیادت در جانشینان شاهان صفوی ازدواج های اولاد شیخ قطب الدین با اولاد سید ولد باشد.) اقوامی که به این ترتیب به ایران باز گشتند، همان "تات ها" یا اقوام "آذری " زبان آذربایجان بودند، که بدلیل دست داشتن در به قدرت رسیدن آل بویه " دیلمیان" پس ازفروپاشی آنها، بدست اقوام ترک ناچار به مهاجرت به عراق وشامات و ارض روم شده اند. و پیش هنگام ، قبل از ضعیف شدن حکومت های ترک آذربایجان به ایران بازگشته اند. این طوایف با رسالت به قدرت رساندن ، شیعیان ایران به میهن خود باز میگردند. و با قدرت حاکمان محلی ترک و سنی مذهب مواجه میشوند. ناچار برای در امان ماندن خود ، از دو پوشش زبان ترکی ، و کلمه کرد، وتشکیل خانقاه برای آماده نگه داشتن، پیروان خود استفاده کرده اند، و با مصلحت اندیشی ، جهت بدست آوردن فرصت مناسب برای قیام ، و استقرار مذهب شیعه ، حدود صد سال صبر کرده اند. و با این شیوه ، کاری را که بیش از 90 طایفه دیگردر بختیاری ، فارس، لرستان و نقاط دیگر نتوانستند، انجام دهند، به تنهائی به مقصود رسانده اند. در این مدت ، آنها در سرزمین های دگرگون شده آذربایجان زبان ترکی می آموزند، و با رعایت مذهب مردم محل به کار کشاورزی ودامداری مشغول میشوند، تااینکه شیخ امین الدین جبرائیل پدر شیخ صفی الدین با دخترخانواده ای عارف از روستای " باری" اردبیل ازدواج میکند، وشیخ صفی الدین در روستای "شیخ کلخوران" متولد میشود. وخانقاه این عارف ربانی و جانشینان او مرکز و حلقه مریدان آینده سلسله صفوی میشود. از اشعار و نوشته های بزرگان این قوم نظیر شیخ صفی الدین اردبیلی "جنت مکان" و عالم ربانی ، شیخ مهمان کشفی، و دیگران که بجا مانده اند، و به زبان " تاتی" هستند. آذری بودن آنها مشخص میشود. شاهان سلسله صفوی پس از به قدرت رسیدن، وفاش کردن نیات خود و رسمی کردن "مذهب شیعه" مورد هجوم ترک های عثمانی و هواداران آنها، بازماندگان حکومت های محلی و سنی قرار میگیرند، و به ناچار ابتدا، به قزوین و نزدیک قبایل تات تاکستان واطراف، یعنی بزرگترین طوایف بازمانده از قبایل باستانی آذری زبان نقل مکان میکنند، وپایتخت را از تبریز به قزوین منتقل میکنند. ولی مدت کوتاهی پس از این نقل وانتقال ، چون تعرض دشمنان، امکان فروپاشی حکومت اولین بانیان حکومت رسمی "شیعه" را بیشتر میکرد، ناچار به اصفهان ونزد یک همان صد طایفه شیعه" بختیاری" باز میگردند. با این سیاست، هوشیاری و درایت جانشینان شاه اسماعیل اول، شوکت و عظمت ا و لین حکومت رسمی "شیعه" در ایران و منطقه تا حال حاضر تثبیت و برقرارمیگردد. دهستان شیخ کلخوران امروزه جزء شهر اردبیل محسوب میشود، ویکی از محلات آن است. و مدفن بزرگانی از این طایفه نظیر  شیخ صفی الدین و یارانش، شیخ حیدر، پدر وشیخ جُنید جد شاه اسماعیل و بسیاری از کشته شدگان جنگ با شروان شاهان است، که پس ازپیروزی شاه اسماعیل در سال 907 ه.ش به اردبیل منتقل و در آنجا دفن شده اند. همینطور نیز کشته شدگان جنگ چالدران در سال 920 ه.ش به اردبیل انتقال ودر جوار بقعه شیخ صفی الدین در گورهای چند طبقه دفن شده اند.

روان این فرزندان دلاور ومومن، دین ومیهن شاد باد.

در خاتمه برای انبساط خاطرروایتی از شاه عباس ثانی از کتاب " زهر الربیع" نقل میکنم.

گویند:  صدر خاصه وزیر شرعی شاه عباس منظری نورانی و محاسنی سفیدداشت، بسیار خوش خلق و سلیم النفس بود. روزی شاه عباس بر حسب تصادف، اورا دید، اورا مورد تکریم قرار داد، وگفت:"سید ، هر گاه ترا می بینم بیاد جدم امام زین العابدین (ع) می افتم ". همه اعمال شما مورد پسند من است، الا یک کار کوچک ، صدر خاصه نگران شد، پرسید : ولینعمت من فرمان دهد، تا از این کار ناپسند اجتناب کنم. شاه عباس گفت: آنچه می بینم آن است، که شما در توجه به اطرافیان من زیاده روی میکنی. صدر خاصه از شاه عباس بخاطر این یاد آوری تشکر کرد، و قول داد، دیگر چنین خطائی مرتکب نشود. پس از جدا شدن از شاه عباس در بین راه یکی از درباریان ونزدیکان شاه عباس به صدر خاصه نزدیک شد، ورقعه ای را مبنی برانتقال ملکی بدست صدر خاصه داد، وتقاضای مهر وتایید انتقال این سند را بنام خود کرد. وزیر شرعی شاه عباس بیدرنگ مهر از جیب قبا بدر آورد ، و سند را ممهور وامضاء کرد. یکی از همراهان او ، که در محضر شاه عباس با او بود، به او گفت : عالیجاه هم اکنون به شاه قول دادی، که ازاین مکروه اجتناب کنی، پس این چه حکمتی است. صدرخاصه به او گفت. زبان پاس دار، من با همین شیوه در نظر شاه عباس مانند" حضرت زین العابدین" جلوه میکنم. والا همین قوم مرا نزد شاه از" شمر ذوالجوشن" بدتر نشان میدادند.

منبع: تاریخ طبری

تاریخ بزرگ اسلام از ابن اثیر

روزنامه اطلاعات دوشنبه یکم شهریور 1389 شماره 22831 . ص 4 اجتماعی

زهرالربیع

برخی منابع متفرقه و استنباط شخصی.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر