کل نماهای صفحه

شمارشگر

free counters

فهرست وبلاگ من

صفحات

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه

نکاتی درمورد حیدر خان پدر اسد خان شیرکش و دیگران

چند نکته تصحیحی در مورد حیدر خان پدر اسد خان و دیگران



این نکات اصلاح شده از سوی راوی بختیاری که متاسفانه بدلیل کهنگی نوار ضبط صوت به سختی بازیافت شده است. نشان میدهد، که راوی از نوادگان کیخا علی نامی از همعصران حیدر خان و اسدخان شیر کش بوده است، و راوی خود و پدرش هم عصر جعفر قلی خان بهداروند بوده اند. سخنان او در نواردر حضور آقربانعلی از نوادگان اسدخان و با تایید ایشان همراه شده است. ما در این جا بخاطر ثبت عبارات بختیاری صد سال پیش سعی میکنیم، در لابه لای عبارات او از این جملات نادر بختیاری و ترجمه آنها استفاده کنیم.



درباره حیدر خان



راوی میگوید: اوورد و ره ewardora (بمعنی - کلاً ، سرجمع) از زمان فوت اسد خان تا سال 1360 شمسی زمان ضبط نوار دقیقاً 167 سال گذشته است. کلمه eward-o-ra قابل مقایسه با کلمه a-ra2 بمعنی یک بار، جمعاً در اعمال حساب در زبان سومری است.

او میگوید: حیدر خان پدر اسد خان شیر کش هنگامیکه ردیس طایفه بود، و دز را در تصرف داشت، دو تن از دشمنان خود آمحمد خان پدر آباباخداداد و آ بختیار پدرآفیض الله را دستگیر و در دز زندانی میکند. و چون اقوام آنها دست به طغیان می زنند، حیدر خان پس از سرکوب شورشیان آن دو تن را میکشد.



درباره بازگشت سردار اسد خان شیرکش به بختیاری پس از فتح بصره عثمانی



راوی میگوید: اسدخان غیر از دز ملکان چند دز دیگر را هم در تصرف داشت ، هنگامیکه او از شاهزاده محمدعلی میرزا دولتشاه جدا شد، و به بختیاری بازگشت، آن هنگام دز اسد خان در تصرف حج (haj) حاج عبدالله خان ( وسردار خان پسران اسدخان) و جعفرقلیخان پسربزرگ او بود.



در ماجرای داوود خان و ماجرای تصرف دز



راوی میگوید: دز شهی shehi مدتها در تصرف اسد خان بود، تا به او اگهی رسید، که داوود خان چهارلنگ ، که ادعای ایلخانی چارلنگ و هفت لنگ بختیاری را میکرد، به زور دز شهی را تصرف کرده است. و از رعایای اسد خان مالیات میگیرد. او از برخی از شهرهای خوزستان هم نظیر شوشتر ودزفول به زور مالیات میگرفت ، و دز شهی را هم بابت مالیات اسدخان تصرف کرده بود.

( ماجرای رفتن مخفیانه اسد خان شیر کش در شب به بالین آداوید و مردن آداوید از ترس در بخش های پیشین بیان شده است.)

او میگوید: اسد خان بختیاروند، پس از مرگ دادودخان چهار لنگ بمنظور دوری از برادرکشی در بختیاری و دفع فتنه گری والی ؟ به شیراز اردو کشی کرد.

شاعر بختیاری میگوید:

بنه وار سیل زنم دروازه دز واز شاه اسد وا تیل شیر رهدن سی شیراز

ترجمه بفارسی معیار: (از محل ) بنه وار نگاه میکنم دروازه دز باز(است) شاه اسد با شیر بچه (اش ، پسرش جعفرقلیخان) بسوی شیراز رفتند.

اسد خان ، شاه اسد هیچگاه از قدرت خود علیه بختیاری ها استفاده نکرد، و هرچه در توان داشت ، علیه دشمنان بختیاری بکار میبرد. ( قول راوی)
ولی پس از کشته شدن اسد خان بختیاروند بوسیله زهر در قهوه ( مانند قهوه قجری) سپاهیان او در شیراز متفرق شدند ، برخی به بختیاری بازگشتند، و بسیاری از آنها در شیراز ماندند، که خانواده ارشدی های بهداروند ار این گروه هستند.

تصرف دز اسدخان از سوی جعفرقلی خان



هنگامیکه اسدخان شیر کش با پسرش جعفرقلیخان در شیراز بودند. دز اسد خان در تصرف دو برادر جعفرقلیخان، حاج عبدالله خان و سردارخان بود. ولی پس از بازگشت او از شیراز او به تنهائی دز را" استیدس" es-teydes تصرفش کرد. ( فعل "استیدن" بمعنی" گرفتن ، خریدن .."از آنجا که در زبان سومری وبختیاری بسیار پر بسامد است، در اینجا از زبان راوی ذکر شد.) . ( جعفرقلیخان از سوی مادر از دو برادر دیگر جدا بود، و احتمالاً دز را بازور از تصرف برادران خارج کرده است.) راوی ادامه میدهد، که فرزند حاج عبدلله خان اسد خان ثانی است. (ظاهراً این اسد خان با اسد خان دوم داماد صمصام السلطنه یکی نیستند.).

چهار جنگ بزرگ بین بختیاری هفت لنگ در زمان جعفرقلیخان

پسر اسد خان شیرکش



راوی میگوید: اسد خان بختیاروند یا شاه اسد، کردار شایسته ای داشت. و دوره او دوره صلح و آبادانی بختیاری ها بود. ولی جعفر قلیخان بهداروند، پسر اسدخان بنیاد فتنه انگیزی را بین بختیاری هفت لنگ بپا کرد، و باعث چهار جنگ بزرگ شد.

اولین جنگ بزرگ بین بختیاری هفت لنگ جنگ " شوخین " بمعنی شبیخون است.

دومین جنگ بزرگ بین هفت لنگ جنگ " منار" است.

سومین جنگ جنگ "کلنجی"

وپهارمین جنگ جنگ " نه دال سیلاخور" بود.

جنگ های محمدعلیخان و مهراب خان چهار لنگ، چون جنگ بین هفت لنگ ها نبود ، با آنها کاری نداریم.

جعفرقلی خان بهداروند حتی با برخی حضرات بهداروند، سر ستیز داشت ، و خوش نداشت، آنها را ببیند. همینطور با حضرات دورکی دشمنی میکرد. ( منظور گوینده خوانین بهداروند از بن چک علاءالدین وند ، و خوانین دورکی است. در جنگ بین جعفرقلیخان بهداروند وخوانین دورکی ، خوانین علاءالدین وند که از منسوبین جعفرقلیخان بهداروند بودند، از خوانین دورکی بر علیه جعفرقلیخان حمایت میکردند. برعکس خوانین راکی تیره ای از طایفه دورکی که خالو های جعفرقلیخان بودند، از جعفرقلیخان برعلیه خوانین دورکی طرفداری میکردند. )

آعلیدادخدر سرخ هم که از تیره هیهاوند طایفه دورکی بود . با احشام و سواران خود به جعفرقلیخان بهداروند پیوست. (ولی آعلیدادخدر سرخ مشهور به رستم بختیاری هنگامیکه از جعفر قلیخان بهداروند روی برگرداند، و به نزد خان دورکی برادر زن خود بازگشت، با فرزند خرد سالش، بدست حسینقلی خان دورکی برادر زن و دائی فرزندش بیرحمانه در یک میهمانی فریبکارانه کشته شدند.).

شاد باشید.  مطالب را دنبال نمائید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر