کل نماهای صفحه

شمارشگر

free counters

فهرست وبلاگ من

صفحات

ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۲۳, یکشنبه

نقش بهداروند ها وخوانین بهداروند در جنبش مشروطیت ایران

نقش بهداروندها و خوانین بهداروند در جنبش مشروطیت




کتاب تاریخ مشروطه ایران و جنبش وطنپرستان اصفهان و بختیاری تالیف دکتر نورالله دانشورعلوی. کتابخانه دانش تهران 1335 . تقریر ح.سعادت نوری.

کاتب در پیشگفتار کتاب نوشته است:" برارباب بصیرت پوشیده نیست ، که ...ایل جلیل بختیاری در نهضت مشروطه سهم بزرگی بعهده داشته ونقش مهمی ایفا کرده اند. با این وصف ضمن کتابهائی که در پیرامون قیام مشروطه طلبان وخلع محمدعلی میرزامحمدعلی شاه)از سلطنت تالیف گردیده ، متاسفانه حق احرار و آزادی خواهان اصفهان ومخصوصاًزحمات وفداکاری های طایفه بختیاری بخوبی ادا نشده است.جای تردید نیست ، که هرگاه مجاهدین از جان گذشته بختیاری، بزعامت حاج علیقلیخان سردار اسعد بطهران نیامده بودند . محمدعلیمیرزا بپشتیبانی قزاقهای لیاخوف وبتحریک شاپشال و امیر بهادر جنگ از صحنه سیاست دور نمیشد، وممکن بود.سایر آزادیخواهان هم بسرنوشت اسف انگیز مرحوم میرزا جهانگیرخان شیرازی مدیر روزنامه صور اسرافیل و شادروان نصراله ملک المتکلمین بهشتی دچار شوند... باید دانست طایفه بختیاری از قدیم الایام از سربازان مدافع وطن بوده اند.".

مولف کتاب مرحوم دکتر دانشورعلوی ودو برادرش دکتر مسیح دانشوری ( که بیمارستان مسیح دانشوری در تهران به افتخار او نام گذاری شده است.) وشادروان دکتر عیسی دانشوری فرزندان مرحوم میرزا موسی خان از سادات عقیلی ، و از مجاهدین اصفهان هستند، که درمبارزات و جنگ های مشروطیت شرکت داشته اند.

مرحوم دکتر دانشور علوی در ص61 تحت عنوان ، فتح ایران و خلع محمد علی میرزا : گفته است:"....محمد علیشاه اردوئی مرکب از قزاق و توپخانه و سواران امیر مفخم به بادامک فرستاد وقوای طرفین در آنجا مشغول زد و خورد شدند. در این جنگ از همراهان امیر مفخم که به طرفداری محمد علیشاه با قوای ملی زد و خورد میکردند قاسم خان بهداروند ، فرج الله احمد خسروی، و امان الله خان پسر عبدالله خان احمد خسروی و عباس بابادی و محمد تقی حاج سید نظام و چند نفر قزاق بقتل رسید، و بقیه ( اردوی دولتی ها) بطرف پایتخت هزیمت کردند.

دولتی ها مواضع مهم شهر تهران را سنگر بندی کرده تمام دروازه هارابستند، و هیچکس بدون جواز مخصوص نمیتوانست داخل و خارج شود.

از آنجا ئیکه ورود مجاهدین بطهران بدون خونریزی وکشتار آسان بنظر نمیرسید...".( مجاهدین از طریق پیک و تبانی با مامورین پایتخت قرار شد ، از دروازه یوسف آباد وارد تهران شوند. محافظین دروازه یوسف آباد بجز ده نفر قزاق همگی با مشروطه خواهان در خفی همراه بودند.) .



واقعه کشتار بیهوده سواران بختیاری طرفدار مشروطه بدست سواران سپهدارتنکابنی

وکشته شدن اسد خان دوم نوه اسد خان شیرکش و دیگر خوانین بهداروند

نویسنده کتاب در(ص 63-62مینویسد:" شب حرکت فرا رسید در این موقع پیشقراولان اردوی سپهدار هم نزدیک شدند، و چون سوارهای سپهدار  تنکابنی) ویپرم خان کلاه پوستی که به ترکی پاپاخ میگویند بر سرداشتند، و مجاهدین بختیاری و اصفهانی کلاه نمدی سفید سر میگذاشتند. پیشقراولان اردوی سپهدار بتصور اینکه مجاهدین از سواره های امیر مفخم بختیاری هستند ، و مجاهدین هم بخیال اینکه آنها از قزاقهای لیاخوف میباشند، بی اختیار بطرف هم شلیک کردند، ودر این زد و خورد، متاسفانه عزیزالله خان برادر ضرغام السلطنه و اسدالله خان بهداروند ( اسدخان دوم نوه اسدخان شیر کش و داماد صمصام السلطنه ) ، غلامحسین خان بهداروند واسکندرخان زراسوندو فرامرز خان زراسوند وامان الله خان احمد خسروی و اسد خان شربت شهادت نوشیدند.... پس از این واقعه و آشتی مجاهدین مقارن طلوع آفتاب روز اول رجب 1327 قمری مجاهدین به دروازه یوسف آباد رسیدند.... و بدون جنگ و خونریزی محافظین دروازه که طرفداران مجاهدین بودند، قزاق ها را خلع سلاح کردند، و دروازه را به روی مجاهدین باز کردند، مجاهدین تهرانی به اردوی بختیاری شاد باش و خوش آمد گفتند، و بختیاری ها به راهنمائی مجاهدین تهرانی از خیابان شاه آباد گذشته وارد میدان بهارستان شدند.....مجاهدین .. فوراً سربازها را در خیابان ها و سنگر ها خلع سلاح کردند ...وچنان با مهارت و جانفشانی این کار را کردند، که سواران جنگ دیده به آنها آفرین گفتند. مجاهدین بختیاری ، بهارستان و مسجد سپهسالار و عمارت مسعودیه و منزل نظام الملک را تصرف کردند...".

ازتاریخ بختیاری . بخش سوم - نگارش سرهنگ ابوالفتح اوژن بختیاری .1346 ضمیمه مجله وحید ص 188:او مینویسد:"

اسکندر خان بابادی میگوید: سواران بختیاری در طهران مایل به عزیمت به تبریز با امیر مفخم برای کمک به نصیر خان سردارجنگ نبودند، خسرو خان سردار ظفر و سردار اشجع هم باطناً تمایل نداشتند، سواران بختیاری به این ماموریت بروند، ومیل داشتند ، کسی پیدا شود ، که روسای سواران بختیاری را به نرفتن اغوا کند. سردار اشجع موضوع را به من( اسکندر خان بابادی) گفت. منهم با سران بختیاری مانند ...عجم خان بختیاروند تماس گرفتم ...ص188. این روسا ی بختیاری در تهران 500 نفر سوار بختیاری داشتند.

ص 196 جنگ سختی بین قوای دولتی که مخلوطی از سواران بختیاری به سرداری امیر مفخم وسربازان دولتی بود ، با قوای ملی که اردوی سردار اسعد و سپهدار تنکابنی باشد،در گرفت ، ... از اردوی امیرمفخم بقدر پانزده نفر کشته شدند، که از روسای طوایف بختیاری آفرج اله احمد خسروی ، آامان اله احمد خسروی ، محمد تقی خان پسر چراغعلیخان چهارلنگ وقاسم خان بختیاروند وآنجفقلیخان منجزی که از معاریف ( سرشناسان) بودند ، کشته شدند. و از اردوی سردار اسعد عزیز اله خان پسر رضاقلیخان ایلبگی و اسد خان بختیاروند ( نوه اسد خان شیر کش و داماد صمصام السلطنه ) و برادرش و برادر زاده آرحیم بختیاروند ..کشته شدند.

ولی آرحیم بختیاروند کیست؟ او در 237صفحه237 همان منبع در واقعه جنگ باعلی خان ارشد الدوله معروف به علی کاردی ، داماد ناصرالدین شاه که به رشادت و جنگجوئی مشهور بود . میگوید:" جوانی( در پا نویس- این جوان آ رحیم بختیاروند نوشته شده است.) از بختیاریان که از خوانین طایفه بختیاروند بود. در این جنگ و دستگیری ارشدالدوله، رشادتهای فوق العاده از خود بروز داد، که دولت وقت بپاس شجاعت وخدمات او عیناً لقب ارشد الدوله را باو واگذار کرد. و خانواده او هم هنوز دربختیاری به ارشدی معروف میباشند." .

برادروبرادر زاده  آرحیم در راه مشروطیت ایران کشته شدند، وخانواده ارشدی از خانواده خوانین بختیاروند و ملاکین درود ، واز منسوبین ما، آخرین شهید خود را در جریان سرنگونی هواپیمای ارباس توسط آمریکا برفراز خلیج فارس با روان شاد مرید ارشدی به انقلاب اسلامی تقدیم کرده است.

متاسفانه طایفه بزرگ بهداروند، کمتر به تاریخ نویسی وثبت افتخارات خود دست زده است،و بطور کلی کمتربه آفرینش های فرهنگی و ثبت آنها گرایش داشته است، وتنها وقایع مهم را در اشعار حماسی وبصورت کمتری در اشعار عاشقانه خلق و سینه به سینه منتقل کرده است، که آن هم امروزه کم رنگ شده است. آنها بیشتر، آثار تمدنی و ساخته ها ئی اغلب دستی دارند، که بهترین نمود آن شاید در قالی زیبای بختیاری جلوه گری میکند. اقتصاد رمه داری آنها در طول هزاران سال با کوچ نشینی یا " پلانتیشن های غربی برابری میکند. سنت های رزمی آنها نظیر تیر اندازی، اسب سواری ، کشتی وغیره، ورزشهای مختلف چوب بازی ، چوگان بازی آنها در طول هزاران سال همراه با این اقوام بوده است.
 اسکندر خان بابادی در کتاب چاپ سنگی خود " هذا کتاب فامیلی بابادی عکاشه من طوایف هفت لنگ" ص 32 گفته است:" هفت لنگ و چارلنگ هریک بفرا خور شئونات خویش عمارت و اصطبل داشته (اند). اکنون معمرین بختیاری موافق قانون آنچه ازقدما شنیده اند، ودیده اند. آن عماران ویورت هرکس را از روسا نشان میدهند. فی الجمله عمارت و اصطبل اسدالله خان ( اسدخان بختیاروند اسدخان شیر کش ) وتابعین نیز مشهود است . در سالی که واقعه جنگ دز شهی واقع شد .( دقت شود این نوع تاریخ نگاری بر مبنای وقایع بزرگ دراینجا واقعه جنگ دز شهی، درست همان شیوه تاریخ نویسی پنج هزار سال پیش سومری ها است.) این فانی نیز هنگام رجعت از راه بنه وار عبور کردم و یورت وعمارت اسدالله خان را بفانی نشان دادند. اصطبل به همان آبادانی سابق بود. ولی عمارت بکلی مخروبه شده است، و درآن حوالی میدان گو(ی) بازی (چوگان بازی) داشته اند. که روسا و سواران ( اسد خان بختیاروند ) همه وقت مشغول سواری و گوبازی ( چوگان بازی) بوده اند. و دو عدد میل سنگی حجاری شده در دو طرف میدان نصب کرده اند."
درگذشته فرصت های زیادی ار کف بختیاری ها بخاطر این غفلت ها و بی توجه به خلق آثار فرهنگی و ثبت این یادگارها،از دست رفته اند. که قابل باز یافت نیستند.باید دراین زمینه تا آنجا که ممکن است، همت وتلاش کرد. وجبران کرد، وتنها تکرار مکررات نباشد.
 با وجود این، اکنون که فرهیختگان بسیاری درتمام رشته های عالی علوم در سطوح اساتید دانشگاه و غیره در بختیاری وجود دارند. باید به این ضرورت فرهنگی بیشتر توجه شود. وتلاش و همت را دو چندان کرد.آبادانی وپیشرفت کنونی بختیاری هم به همت سرمایه گذاران و مدیران و دانشمندان بختیاری وابسته است. مردم بختیاری باز هم خواهند توانست ، که دراین حوزه ها هم افتخاراتی همانند  دلاوری های خود در طول تارخ ایران، به گذشته باشکوه خود اضافه کنند.انشاالله.
 شاد باشید. مطالب را دنبال کنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر